رفته بودم رودخانه یافتم یک دانه شانه شانهی دندان شکسته داشت از مویی نشانه خسته و تنهای تنها لابه لای سنگ و شن بود سرد و بی رحم و خشن بود شستم من آن را به دقت توی آب رودخانه زرد و زیبا بود و چوبی با خود آوردم به خانه دیگر الان نیست تنها شانهی دندان شکسته در کنار خاطراتم روی میز من نشسته
معرفی محصول
شعرهای رودخانه حاوی 10 شعر در مورد تجربهها و دیدههای محمود پوروهاب از گردش در طبیعت و لذت حضور در کنار رودخانه است که او در این مجموعه شعر، هر بار از زاویه دید مختلف به رودخانه نگریسته و اندیشمندانه میان مخاطب کودک و طبیعت پیوند برقرار میکند. کتاب شعرهای رودخانه محمود پوروهاب داستان نویس و شاعر کودکان و نوجوانان را سروده است و در انتشارات به نشر منتشر شده است.