loader-img
loader-img-2
بعدی
بعدی بازگشت
بعدی بازگشت

دو زن و یک مرد (موعود عصر)

ناشر موعود عصر (عج)

نویسنده بنت الهدی صدر

مترجم واحد ترجمه موسسه فرهنگی موعود

سال نشر : 1395

تعداد صفحات : 88

خرید پیامکی این محصول
جهت خرید پیامکی این محصول، کد محصول، نام و نام خانوادگی، آدرس و کد پستی خود را به شماره زیر ارسال نمایید: کد محصول : 106790 10003022
40,000 38,000 تومان
افزودن به سبد سفارش

معرفی کتاب

رمانی با محوریت خداشناسی با استدلال‌های به روز مناسب جوانان امروزی

دو زن و یک مرد!
کتاب، داستانی عجیب و جادویی است که به همت بنت الهدی صدر از انتشارات موعود عصر منتشر شده است. حسنات دختری است که به تعریف و تمجیدهای دوست صمیمی خود زینب، درباره برادرش مصطفی اعتماد می‌کند. زینب، خانواده حسنات را هم متقاعد می‌کند و…
چند وقت بعد در مجلسی بدون حضور مصطفی، عقد میان حسنات و او برقرار می‌شود. مصطفی همچنان در «لندن» مشغول درس و ادامه تحصیل است.
چند روز بعد از عقد مصطفی، نامه‌ای عاشقانه همراه با عکس خود را برای همسرش می‌فرستد.
حسنات خواهر به نام رحاب دارد.
این دو خواهر اصلاً از حیث گرایش‌ها و باورها، مثل هم نیستند و از این بابت، رحاب به شدّت از حسنات بدش می‌آید.
عقد حسنات با داماد ساکن فرنگستان، دشمنی رحاب را با حسادت هم مخلوط می‌کند. رحاب تمام آرزویش بیچاره کردن و انتقام گرفتن از خواهر مهربانش است.
چند روزی رحاب در آتش حسادت به شدّت می‌سوزد و درد می‌کشد. یک روز خسته و کوفته از سرکار به خانه برمی‌گردد. در طول راه دنبال راهی برای زخم زدن به خواهر است تا اینکه….
تا اینکه
دم در خانه پستچی را می‌بیند؛ نامه به دست. به سرعت نامه را از پستچی می‌گیرد و اجازه نمی‌دهد زنگ خانه به صدا دربیاید.
پاکت نامه را برمی‌گرداند. فرستنده: مصطفی، لندن…
دور و بر و پنجره‌های خانه را خوب نگاه می‌کند….خیالش راحت می‌شود. کسی او را ندیده است. بی‌سر و صدا نامه را در کیفش می‌گذارد. کلید را روی در انداخته و وارد خانه می‌شود.
در فرصت مناسب نامه را چند بار می‌خواند.
آتش حسادتش بنزین کلمات عاشقانه و چهره دلربای مصطفی را کم داشت.
هدف: انتقام از حسنات
گزینه‌های پیش رو:
پاره کردن نامه و عکس: فایده‌ای ندارد. دلم را خنک نمی‌کند.
آتش زدن آنها: عالی است. دلم حسابی خنک می‌شود… امّا…. نه؛ این هم راه خوبی نیست چون بالأخره نامه‌ها و عکس‌های بعدی را هم می‌فرستد. تازه این دفعه هم اتّفاقی دست من رسیده. دفعه‌های بعد اگر سر کار باشم و نامه بیاید…. نه این راه هم فایده‌ای ندارد…..
پس؟
او که حسنات را ندیده! من از این به بعد حسنات می‌شوم. جواب نامه از من و…. آدرس جدید هم محل کارم. خخخخخ. با یک تیر دو نشون….
از این به بعد نامه‌هایی که مصطفی در طول هفت ماه می‌فرستد و رحاب به جای حسنات جواب می‌دهد.
ادامه داستان چنان جذّاب نوشته شده که خواننده غیر ممکن است آن را زمین بگذارد.
مطمئن باشید مثل یک کتابفروش از آشناهایمان این کتاب را یک نفس تا آخر سر می‌کشید…
یک توصیه مهم درباره این کتاب: لطفاً آن را نخوانید و به آن دست نزنید. اصلاً نگاهش هم نکنید مگر آنکه:
دو ساعتی هیچ کاری نداشته باشید.
از ما گفتن بود. خود دانید!
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
شما هم می توانید گزیده انتخابی خود از کتاب را ثبت کنید.
نام و نام خانوادگی
عنوان
برگزیده
کد امنیتی
محصولات مرتبط
بازدیدهای اخیر شما