ما را به صف کردند چشمها و دستهایمان را بستند و سربازها روبه رویمان به صف شدند. نشانه .رفتند انگشتشان روی ماشه بود که اشهدم را خواندم و خاطرات زندگی ام را مثل کتابی مرور کردم پدر و مادرم همسر و دخترم را در نظر آوردم امام حسین (ع) را صدا زدم که دستور شلیک صادر شد عجیب بود که هیچ دردی. نداشتم وقتی چشم باز کردم دیدم زنده ام.
معرفی محصول
کتاب مطبخ: خاطرات اسیر آزاد شده ایرانی باباعلی (سبزعلی) رمضانپور، نوشته حسن شیردل و حسین شیردل است و در انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است.