چیستی عشق و محبت
واژه «عشق» در لغت و اصطلاح توجه صاحب نظران حوزه های روان شناسی، عرفان، فلسفه اخلاق و علوم اجتماعی را جلب کرده است و اهل لغت نیز درباره آن سخن گفته اند در لغت نامه دهخدا واژه «عشق» این طور معنا شده است:
«عشقه نباتی است که به هر درختی ،پیچد خشک کند لذا عشق مشتق از اوست»، «عشق شگفت دوست به حسن محبوب یا درگذشتن از حد ،دوستی و آن عام است که در پارسایی باشد یا در فسق یا کوری حس از دریافت عیوب محبوب»، «عشق: به حد افراط دوست داشتن دوستی مفرط محبت تام ابن منظور نیز عشق را اینگونه تعریف میکند عشقه» نام گیاهی است که سبز شده سپس لاغر و نازک و زرد میشود ابن منظور در تعریف این واژه چنین گفته است: «العشقُ فَرطُ الحُب و قیل: هو عَجبُ المُحِب بالمحبوب یکون فی عفاف الحب و دعارته، وقیل: التعشق تکلف العش و… .
آنتونیو داماسیو در مورد عاطفه و عقل چه میگوید؟
آنتونیو، داماسیو استاد عصب شناسی پرتغالی و متخصص رابطه مغز و ذهن، پاسخ متفاوتی میدهد. وی تجارب آزمایشگاهی بیست ساله خود را مرور میکند و ماحصل آن را در کتاب خطای دکارت ،عاطفه عقل و مغز ،انسانی به گونه ای عرضه میدارد که ما را ناگزیر به بازنگری در این باور رایج میکند از نظر وی نه تنها عواطف مانع تفکر عقلانی نیستند بلکه لازمه آناند افزون بر آن، اگر عواطف در کسی از حد معینی کمتر باشند فرد قادر به تصمیم گیری عقلانی نخواهد بود.
یکی از ادعاهای اصلی وی آن است که کاهش عواطف میتواند نقشی اساسی در رفتار غیر عقلانی داشته باشد. اما داماسیو چگونه به این باور رسیده است؟
وی طی چند فصل سرگذشت یکی از بیماران خود را نقل میکند که در اینجا «الیوت» مینامدش. الیوت در دهه سوم عمر خود شوهری است جدی و باهوش و در یک شرکت کار میکند و زندگی موفق و درآمد خوبی دارد. وی دچار تومور مغزی در قسمت قدامی مغز خود میشود که با جراحی بسیار ماهرانهای برداشته میشود و او سلامتی خود را باز می یابد. با این حال اتفاقی افتاده است و «الیوت دیگر آن الیوت نیست».
به تدریج در محیط کارش مشکلاتی پدید می آورد. از شرکت در جلسا انجام وظایف محوله با آن که پیش تر بسیار جدی بود کوتاهی میکند اندک کارش را از دست میدهد و پس از مدتی زنش از او طلاق میگیرد. باز ازدواج و و دوباره همسرش او را رها میکند. ظاهرا هیچ مشکلی ندارد جز آن که دیگران تنبل می دانند.
در عبارت ابن مسکویه رابطه معناداری بین ساحتهای اخلاق فردی و اجتماعی برقرار شده است که از عنصر خانواده به عنوان پیوند دهنده فضایل اخلاقی در جامعه یاد میکند.
با این مهم بررسی جایگاه این بخش از حکمت عملی میتواند مسیر را برای ارائه الگوی معاصر در حوزه اخلاق خانواده هموار سازد به ویژه آنکه چنین الگوهایی با توجه به مشکلات و معضلات اخلاقی در جامعه اهمیت فراوانی دارند.
چنان که در متون اخلاق فلسفی بیان کردهاند حکیم و فیلسوف بودن به داشتن تدبیر در امور منزل و مملکت گره خورده است؛ این نگاه به مسئله تدبیر منزل نگاهی کاربردی دارد و تلاش میکند فلسفه را کاربردی کند اما خروجی چنین مباحثی به شکلگیری متنهای کاربردی در حوزه خانواده منجر نشده و همچنان در متون باقی مانده است.