●دسته بندی: کودکان و نوجوانان
●ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی
●نویسنده: جمعی از نویسندگان
●سال نشر: 1404
●تعداد صفحات: 84
پیرزن وسایل زیادی نداشت. کمی لباس کهنه بود و لحاف و تشک. بقیه وسایلش آنقدر کهنه و زنگزده و داغون بودند که ارزش جابهجایی نداشتند. امیر برای کمک به خانه او رفت. جعبهای فلزی روی تاقچه بود؛ جعبهای زنگزده و کجوکوله. امیر گفت: «اینم بندازم دور؟» پیرزن نگاهی به دست امیر انداخت و گفت: «نه نه. اون توش هدیههای پیامبره.» امیر با تعجب حرف پیرزن را تکرار کرد: «هدیههای پیامبر!؟» پیرزن گفت: «بیارش تا نشونت بدم.»