●دسته بندی: کودکان و نوجوانان
●ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی
●نویسنده: یوسف قوجق
●سال نشر: 1404
●تعداد صفحات: 32
محمد، آن شب خواب عجیبی دید. در خواب، دید که با خواهرش مثل هر روز، رفتهاند به پشتبام خانهشان. لینا به گلها و گلدانها آب داده بود و خودش برای پرندهها دانه ریخته بود. اما پرندهها نیامده بودند. نگاهی به آسمان کرده بود و ناگهان دهها پرنده دیده بود که زخمی و خونآلود، از دل آسمان، یکییکی به پشتبام میافتند. ترسیده بود و با خودش فکر کرده بود:
ـ چه اتفاقی بر سر پرندهها آمده است؟!