کتاب «خوبی چه رنگی است؟» نوشته زهرا شاهی توسط انتشارات افق به چاپ رسیده است. مفاهیم نسبی تقریباً تا هفتسالگی معنا ندارند و ارزیابی کودکان مبتنی بر معیارهای بیرونی مانند گفتههای والدین است. حتماً شنیدهاید که میگویند «این کار خوبه چون مامان میگه» یا «این کار بده چون تنبیه میشم.» بعد از هفتسالگی، بچهها کمکم متوجه میشوند که نیت پشت کارها مهم است. مثلاً میفهمند کسی ممکن است «اشتباه کرده باشد» نه اینکه ذاتاً بد باشد و مفاهیم نسبیتر میشوند.
برای اینکه کودک بتواند نسبیتِ خوبی را درک کند، به تجربههای واقعی، گفتوگو و داستان نیاز دارد. وقتی او میبیند که یک نفر در شرایط مشابه تصمیم متفاوتی میگیرد، مفهوم خوبی را در ذهن خود دوباره میسازد یا زمانی که از والدین و مربیان خود میپرسد «چرا فلان کار بده ولی فلان کار نه؟» والدین میتوانند نسبیبودن را توضیح دهند.
کتابهای داستان نیز بهخاطر اینکه امکان نگاه کردن از چند زاویهی مختلف را به کودک میدهند، به درک مفهوم نسبیت کمک میکنند. مثلاً مامانِ دینا دایناسور فرزندش را به کوه آتشفشان سپرد، چون باید برای او غذا پیدا میکرد. گُربابی (گربهای که آبیرنگ است)، زردافه (زرافهای که یک پای چوبی دارد) و لولهای (که دستمال کاغذی است) شخصیتهای محوری این کتاباند که یک روز فرصت دارند در اطرافشان یک خوبی پیدا کنند. اما خوبی یعنی چه؟ یک کار خوب؟ یک چیز خوب؟ یک خوراکی خوب؟ یک خوب خالی؟ خوبی چه شکلی است؟
گُربابی، زردافه و لولهای از دیدگاه خودشان از خوبی میگویند که شاید چیدن گیلاس برای دوستهایت باشد یا یک غول صورتی که بقیه با دیدنش لبخند میزنند. کودک با خواندن داستان خوبی چه رنگی است؟ متوجه میشود که دیدگاههای متفاوتی دربارهی مفهوم خوبی وجود دارد و درک میکند که خوبی تنها یک تعریف مطلق ندارد و معنای خوبی با توجه به شرایط زندگی و نگرش افراد میتواند متنوع باشد.
کتاب خوبی چه رنگی است؟ نوشتهی زهرا شاهی با تصویرگری یگانه یعقوبنژاد، دنیایی خیالی و شخصیتهایی غیرمعمول دارد. وقتی کودکان این داستان تصویری را بخوانند نسبی بودن خوبی را فعالانه تجربه و درک میکنند. گُربابی، زردافه و لولهای هر کدام از دیدگاه خود دربارهی خوبی میگویند و نشان میدهند که یک کار خوب یا یک رفتار درست میتواند برای هر کس معنای متفاوتی داشته باشد.
این داستان میتواند مانند کتابهای مجموعهی فیلسوف کوچک یک ابزار مفید برای گفتوگو در کلاس درس باشد تا درک کودکان هفت تا ده ساله از جهان پیرامون عمیقتر شود یا به والدین ایده بدهد تا بتوانند با بچهها دربارهی تجربههای روزمرهشان صحبت کنند: «امروز خوبی دیدی؟» یا «چه رفتاری را دیدی که فکر کردی خوب است، اما معلمت نظر دیگری داشت؟» طرح پرسشهای درست در کنار این تجربهی داستانی به کودکان کمک میکند درک کنند که خوبی تنها یک تعریف مطلق ندارد و شرایط، احساسات و دیدگاه دیگران در تعیین معنا اهمیت دارد. در نتیجه، آنها یاد میگیرند با دیگران همدلی کنند، انعطاف ذهنی داشته باشند و در مواجهه با پیچیدگیهای زندگی تصمیمهای عادلانهتری بگیرند.