ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن

میراث همینگوی 4: زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست

دسته بندی: رمان و داستان کوتاه

ناشر: افق

نویسنده: ارنست همینگ وی

تعداد صفحات: 272

فروش پیامکی این محصول
معرفی کتاب
گزیده کتاب
مشخصات
نظرات کاربران
بریده های انتخابی شما

معرفی کتاب

کتاب زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست اثر ارنست همینگوی با ترجمه اسدالله امرایی در نشر افق به چاپ رسیده است.

زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست، اولین رمان مهم همینگوی، نویسنده- خبرنگار، روایت آس‌وپاس‌هایی از فرانسه تا اسپانیاست. دوستان همیشه مست و عاشق و جلای‌وطن‌کرده که به قول خودش "نسل گم شده"اند و از آمریکا به پاریس بی‌کران دهه‌ی بیست آمده‌اند و از آنجا عزم اسپانیا می‌کنند تا مسابقه‌ی گاوبازی را از نزدیک ببینند. نمی‌دانم درطول داستان چقدر مشروب می‌خورند، چندبار عاشق می‌شوند و چقدر دعوا میکنند، می‌دانم خیلی.

جیک، قهرمان داستان، خبرنگار مقیم پاریس، سترون از جنگی نامعلوم و عاشق بِرت است. زنی که در طول جنگ از او پرستاری کرده و عشق دیرینه‌اش به جیک، سکوتی کش‌دار است. رابرت کُن، دوست جیک و برت، در جهان ویران داستان نه لب به مشروب می‌زند نه دل به دریا. او جهان صاف و پوست‌کنده خود را دارد، بدون درد، جنگ و آگاهی.

ارنست همینگوی در سطح بیرونی رمان داستان‌گوی زمانه‌ا‌ی است که فرانسوی‌ها به آن "عصر طلایی" می‌گویند، عصری که خون "نشیطِ زنده‌ی بیدار" و علم به عالم، آدمی را به سرحدات ابرانسان رسانده بود. اما در سطحی دیگر او راوی غمی مانا در شادترین لحظات رمان است. زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست درکنار نثر روان، وقایع‌نگاری دقیق، توضیحات بی‌کم‌و‌کاست مراسم و مناسک گاوبازی، و ماهی‌گیری، راوی دردی‌ست که مرده‌ریگ جنگ است.

این رمان به سرعت الگوی دانشجویان دختر و پسر آمریکایی شد. آن‌ها سعی می‌کردند به شیوه‌ی جیک بارنز، قهرمان داستان که در واقع چهره‌ی همینگوی بود، با لحنی خشن، شکیبا و موجز حرف بزنند.

این کتاب از جمله آثار پرفروش همینگوی است که یک فیلم سینمایی هم براساس آن ساخته شده است. نویسنده‌ی زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست برنده‌ی جایزه‌ی ادبی نوبل و پولیتزر، نویسنده‌ای تجربه‌گرا بود که در طول زندگی به استقبال مرگ رفت.

زخم‌های زیادی که همینگوی در زمان حضورش در جنگ برداشت، بر تن داستان‌هایش نیز حک شده‌اند.

گزیده کتاب

چند گاو خود را به ازدحام مردمی می‌رساندند که وارد میدان می‌شدند. گاوهایی سنگین و لخت با پهلوهای گلی یورتمه می‌رفتند و شاخ‌های تیزشان رو به پایین بود. یکی از گاوها با شاخ‌هایش مردی را به هوا بلند کرد. جمعیت بیرون از بالکن‌های استادیوم در ازدحام گیر افتادند. فریادی بلند شد و بعد یکی دیگر…

اطلاعات کتاب

برای ارسال دیدگاه لازم است وارد شده یا ثبت‌نام کنید

ورود یا ثبت‌نام

برای ثبت بریده ای از کتاب لازم است وارد شده یا ثبت‌نام کنید

ورود یا ثبت‌نام