«اوف خرابکار دنبال دوست می گردد» نوشته میشائیل پتروویتس و ترجمه کتایون سلطانی از انتشارات افق به چاپ رسیده است. برگرد، اوف! بنظرم کلکی توی کار است! لیو مشغول درس و مشقش است و دیگر هیچ فرصتی برای وقت گذراندن با اوف ندارد. حالا اوف بیچاره باید فکری به حال خودش کند. اوف هی زیمزیم میکند تا شاید از این راه دوست جدیدی پیدا کند و ناگهان امواجی دریافت میکند! یعنی ممکن است جز او موجود ماقبل تاریخ دیگری هم وجود داشته باشد؟ تخیلی بودن اوف باعث نمیشود که او احساس تنهایی نکند. اوف یک جانور 66 میلیون سالهی ماقبلتاریخی است که از خیالات میشائیل پتروویتس بیرون آمده و عضو خانوادهی لیو پِپِل شده که در آلمان زندگی میکنند. عجیبوغریب بودن او هم دلیل نمیشود که دلش دوستی مثل خودش نخواهد. حتی اگر نسل اوفها میلیونها سال پیش از بین رفته و او تنها فسیل زندهی نوع خودش باشد.
داستان اوف خرابکار دنبال دوست میگردد با پیشنهاد غافلگیرانهی پروفسور اِسنایدا آغاز میشود که از عمه اولریکه تقاضای ازدواج میکند. پروفسور اِسنایدا دانشمندی دیرینهشناس است که همهی عمرش را پای کاوش و کشفهای علمی گذاشته تا ثروتمند و مشهور شود. او تصور میکند با ثروت و شهرت میتواند محبت مادرش را داشته باشد. برای اینکه خانم اسنایدا فقط به موفقیت اهمیت میدهد و از بچگی پروفسور فقط نمرههای خوب، جایزههای مختلف و تشویقنامههای پر از صدآفرین برایش ارزشمند بوده است. به طوری که اگر پروفسور با نمرهی بدی به خانه میآمد، اوقات مادرش تلخ میشد و او را تنبیه میکرد.
نیاز به محبت و دوستداشتن در انسان و جانوران وجود دارد و نویسنده در این کتاب با زیرکی و شوخی پلی میسازد تا کودکان در بستری امن و خوش به جهان بزرگسالی قدم بگذارند و بتوانند درک کنند رابطهی والدین چگونه بر شخصیت فرزندانشان تاثیر میگذارد و آنها را حساس میکند تا به جای پیشداوری دربارهی افراد به دلیلهای احتمالی رفتارها فکر کنند و بتوانند خودشان را جای دیگران بگذارند.