کتاب «لکه های ته فنجان قهوه» نوشتهٔ رضا ارژنگ در نشر افق چاپ شده است.
لکه های ته فنجان قهوه رمانی است درباره ی خانواده ی روشنفکر با دغدغه ها، نگرانی ها و سردرگمی هایشان در روابط خانوادگی . عشق و اتفاق دو موضوع محوری رمان است و نویسنده می کوشد از خلال تفسیر روانکاوانه ی روابط آدم ها به تبیین این دو موضوع بپردازد. این رمان به دلیل ویژگی هایش می تواند برای طیف وسیعی از رمان خوان ها، جذاب و خواندنی باشد.
قصه، با ماه عسل بهرام و نگار شروع میشود و همان روز بهرام عشق قدیمیاش را میبیند و اولین حادثه و تصادف از همینجا آغاز میشود. رمان «لکههای ته فنجان قهوه» بر پایه تصادف است و اینکه ما چه میزان با روزمرگی با تصادفات و اتفاقات و آدمهای دوروبرمان رودررو میشویم و بیشتر اوقات از کنار آنها میگذریم و آنها را نمیبینیم. اما لکههای ته فنجان قهوه میخواهد بگوید که اگر ما در این تصادفات، با آدمهای گذشته زندگیمان رو بهرو شویم، زندگی چهطور پیش خواهد رفت و هر کسی چه واکنشی خواهد داشت. بدون تردید ما در زندگی خود لحظهای را داشتهایم که دلمان میخواسته با آدمهایی که دوست میداریم یا دوست داشتهایم، دوباره روبهرو شویم، یا زمان به عقب برگردد و درباره زندگیمان تصمیم دیگری بگیریم.
لکههای ته فنجان قهوه، پر از حادثه و تصادفاتی است که گاه دیده میشوند و گاهی نه، اما میخواهد بگوید به هر حال دنیا آنقدرها هم بزرگ نیست؛ گاهی ما یک دور کامل میزنیم و دوباره به نقطه آغاز برمیگردیم و در صورتی که به نقطه آغاز بازگردیم، تصمیم دیگری خواهیم گرفت یا نه؟