فراخوانی فراخوانی ...

باران پس از برف

مجموعه غزل

شاعر : اعظم سعادتمند

ناشر کتاب : کتاب فردا

سال نشر : 1394

تعداد صفحات : 95

خرید پیامکی این محصول
جهت خرید پیامکی این محصول، کد محصول، نام و نام خانوادگی، آدرس و کد پستی خود را به شماره زیر ارسال نمایید:
9810003022
50,000 45,000 ریال
افزودن به سبد خرید

معرفی کتاب

«باران پس از برف» عنوان مجموعه غزل جدید شاعر توانمند قمی خانم اعظم سعادتمند است.
از این شاعر پیش از این مجموعه غزل «گنجشک های پاییز» توسط انتشارات فصل پنجم منتشر شده بود و این دومین مجموعه شعر اوست.
«باران پس از برف» در بردارنده ی 38 غزل از خانم سعادتمند است. این غزل ها عمدتاً عاشقانه و عاشقانه-آیینی هستند. قدرت شاعرانگی و تخیل، زبان سالم و دستورمند، نگاه ظریف و دقیق زنانه، وجود لایه های اسطوره ای و مذهبی در شعر عاشقانه همراه با نگاه رقیق فلسفی و گرایش به فطرت و سنت؛ همچنین زوایای نگاه تازه در شعر آیینی از جمله ویژگی هایی است که غزل این شاعر را نسبت به هم روزگاران خود متمایز کرده است.
رنگ ها در «باران پس از برف» حضور زنده ای دارند و آن گونه که از اسم کتاب پیداست شادی و غم و امید و اندوه در این مجموعه تلاقی متوازن و شیرینی را رقم زده اند و عشق پاک زمینی و آسمانی به زیبایی با یکدیگر گره خورده اند.

گزیده کتاب

چند غزل از این مجموعه:
1.
باخنده ی گیلاس ها همراه خواهد بود
راهی که چون دیدار ما کوتاه خواهد بود

بالای درها روی کاشی های سبز آبی
با خط نستعلیق، بسم الله خواهد بود

حتماً کنار حوض، سقاخانه می سازند
آن روزها عهد کدامین شاه خواهد بود؟

صدها غزل از من به رسم یادگاری بر-
قلب صنوبر های خاطر خواه خواهد بود

اینجا همیشه جای گرمی نذر گنجشکان
حتی میانِ برفِ بهمن ماه خواهد بود!

در بین آدم های دنیا، ما گل سرخیم
از رازمان تنها خدا آگاه خواهد بود

روزی برای عاشقان خسته از دنیا
جای قرار ما زیارتگاه خواهد بود

2.
آمدم تا خانه ات در جستجوی روشنی
آب لطفاً! از میان این همه نوشیدنی

دوست دارم پر شود از تازگی لیوان من
خسته از مرداب بطری های آبِ معدنی

آمدم از خلوت متروک یک دِیر کهن
مریمی بودم پی آواز ها یار منی

از ازل انگار در حال رکوعند و سجود
عاشق این سقف هایم،سقف های منحنی

روح کاشی کارِ ایوان ها به جا خواهد گذاشت
عشق راحتی میان قلب های آهنی

نور لطفاً! ای سکوت شمع های روی میز
قطره قطره روشنم کن ای چراغ روغنی

3.
عمری به فکر گریه های کودکان بودم
مادر نبودم هرگز امّا مهربان بودم

پاکیزه تر از هر زنی در روستای خویش
یک روز کوکب خانم این داستان بودم

عاشق شدم، دیوانگی کردم، زمین خوردم
من هم شبیه دیگران وقتی جوان بودم

نشناختم اندازه ی موسی خدای مرا
امّا پر از ساده دلی های شبان بودم

یادت می آید ای هوای آخر پاییز؟
در غربت گنجشک هایت آشیان بودم

وقتی خیابان زیر پای برف جان میداد
سقفی برای عابر بی خانمان بودم

یادت نمی آید مرا ای کاج همسایه؟
هنگام توفان شانه ای امن و امان بودم

جای گلایل، کاشی فیروزه ای بگذار
من عاشق باران و خاک و آسمان بودم
  • شاعر
  • ناشر کتاب
  • وزن(گرم)
    166
  • شابک
    978-600-6375-35-9
  • نوع جلد
    جلد نرم
  • قطع
    رقعی (21*14)
  • سال نشر
    1394
  • شمارگان
    1100
  • چاپ جاری
    1
  • تعداد صفحات
    95
  • تاریخ ثبت اطلاعات
    شنبه 5 اردیبهشت 1394
  • تاریخ ویرایش اطلاعات
    دوشنبه 11 خرداد 1394
  • کد
    25470
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
فراخوانی مجدد تصویر
کد امنیتی
فراخوانی مجدد تصویر
محصولات مرتبط