فراخوانی فراخوانی ...


کاربر گرامی، لطفا جهت استفاده از تمامی امکانات سایت مانند ثبت سفارش و ورود به حساب کاربری، تنها از مرورگرهای Chrome و Firefox استفاده نمایید. ممکن است برخی از قابلیت های سایت با مرورگر شما سازگار نباشد. با سپاس فراوان

مفاخر ملی - مذهبی 10: حکایت مرد تنها (زندگی نامه داستانی آیت الله سید حسن مدرس)



ناشر کتاب : سوره مهر
نوع جلد: جلد نرم
قطع: رقعی
سال نشر: 1390
شمارگان: 2500
چاپ جاری: 4
تعداد صفحات: 102
وزن(گرم): 149
تاریخ ثبت: شنبه 16 خرداد 1394
تاریخ ویرایش: سه‌شنبه 26 آبان 1394
کد : 27551
تعداد بازدید: 217
جهت خرید پیامکی این محصول، کد محصول، نام و نام خانوادگی، آدرس و کد پستی خود را به شماره زیر ارسال نمایید. همچنین می توانید از QRCode بالا جهت ارسال پیامک استفاده نمایید:
9810003022

13000 ریال
معرفی کتاب
حبیب الله خلج، که به او می گفتند حبیب شمر، اولین راوی کتاب است. راوی پشیمانی که قصه را از مرگ سید حسن مدرس و گفتگوی درونی با او آغاز می کند. او نماینده شاه برای کشتن مدرس بوده است که به همراه مستوفیان ، شهربانی کاشمر او را مسموم می کند. حمیدرضا شاه آبادی، یکی از خواندنی ترین کتابهای مجموعه مفاخر را با روایت زندگی شهید سیّدحسن مدرس شکل داده است؛ کتابی که در عین بازگویی وقایع تاریخی، نثری شاعرانه و گیرا دارد و انتخاب راوی های متعددش، داستان را از یکنواختی و تک صدایی رهانیده است. شاه آبادی در کتابش به دوران کودکی و جوانی مدرس، تحصیل و ازدواج و به دنیا آمدن فرزندانش می پردازد. امابخش اعظم داستان، زندگی سیاسی وی ازجمله حادثه به توپ بسته شدن مجلس توسط محمدعلی شاه، ارتباط با سران ایل بختیاری، حوادث دوره سوم مجلس، دیدار با سلطان محمد پنجم پادشاه وقت عثمانی و نتایج این دیدار، سرگذشت شهید مدرس در مجلس چهارم، دستگیری وی به همراه چند تن از مخالفان همچون محمدتقی بهار توسط سیدضیاءالدین طباطبائی و مخالفت های وی با رضاخان را شامل می شود. شاه آبادی، ساختار شکنی هنرمندانه در شیوه روایتش را که با مرگ مدرس در ابتدای داستان آغاز شده، با فصل زیبا و درخشان تولدش در انتهای کتاب به پایان می برد.

گزیده کتاب
هیچ کس حاضر نشد تنها بیاید پیش تو. پیش تو که نه اسلحه داشتی و نه چوب تعلیمی که مثل رئیس حوزه شهربانی آن را توی سرمان خرد کنی، اما می ترسیدیم. وقتی نگاه مان کردی، فهمیدیم که می دانی برای چه آمده ایم. اماچقدر مهربان بودی آقا! چقدر احتراممان کردی! آقا من در عمرم از کسی مهربانی ندیده ام، احترام که جای خود دارد، اما تو احترامم کردی. اسمم را که پرسیدی بعدش گفتی: «خوش آمدی حبیب آقا!» نگفتی شمر، نگفتی حبیب شمر، گفتی حبیب آقا.
صفحه ۸


مولف
حمیدرضا شاه آبادی
حمیدرضا شاه آبادی روز سوم خرداد سال 1346 در تهران به دنیا آمد . بیشتر دوران تحصیلش را هم در همین شهر سپری کرد . جز دوره لیسانس تاریخ که در دانشگاه تبریز پشت سر گذاشت . در جوانی به هنر داستان نویسی علاقه مند شد و بدون بهره گرفتن از هر نوع استاد و آموزش دست به نوشتن چند داستان زد . هم زمان تجربه هایی را هم در حوزه های سینما و تئاتر از سر گذراند . تجربه هایی که حاصلشان ساخت چند فیلم کوتاه و نوشتن چند نمایشنامه و کارگردانی و بازیگری در چند نمایشنامه دیگر بود . اولین داستان شاه آبادی در سال 1368 در یک مجله …


ناشر کتاب


نظر دهی
شما می توانید نظر خود را ثبت نمایید.
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
کاربر گرامی چناچه در تمایل دارید نظر شما با نام خودتان ثبت شود، وارد سایت شوید.
نام
پست الکترونیک
ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.
نظر

[ فراخوانی مجدد تصویر]


دسته بندی
موردی یافت نشد!


محصولات
موردی یافت نشد!
نویسنده


اخبار
موردی یافت نشد!


ناشرین
موردی یافت نشد!