شب بود و کریستین دی داشت روی صحنه اپرا آواز می خواند. قرار بود پس از اجرای نمایش، به افتخار مدیران قدیمی یک مهمانی برگزار شود، به افتخار کسانی که از اداره اپراخانه خسته شده بودند و می خواستند بازنشسته شوند. آن شب، آخرین شب حضور آنان در اپراخانه بود.
هنگام اجرای کریستین، بازیگران در رخت کن بودند که ناگهان کوچک ترین آنها با شتاب داخل شد و فریاد کشید: «همان شبح است! آن مرد را دیدم!».
سورلی، مسن ترین بازیگر، حرف آن دختر را باور نکرد ولی کمی بعد، بقیه بازگرها گفتند: «ما هم او را دیده ایم! فقط ترسیدیم که بگوییم».
سورلی پرسید: «چه شکلی است؟»........
معرفی محصول
«کاستون لورو» کتاب «شبح اپرا» را در قالب ژانر وحشت و با درون مایه ای از درام به نگارش درآورده و «مرتضی آجودانی» آن را با قلمی ساده و روان ترجمه و روایت کرده است.
رمان «شبح اپرا» از آثار کلاسیک ادبیات داستانی جهان محسوب می شود که مطالعه اینگونه از آثار برای گروه سنی «نوجوان و جوان» بسیار دشوار است، به همین منظور برخی از مترجمان تلاش می کنند تا این آثار را با بازنویسی مجدد، با زبانی ساده و روان برای مخاطبان بیان کنند.
«گاستون لورو» رمان کلاسیک «شبح اپرا» را در قرن نوزدهم به نگارش درآورده و سپس «دینا نم» آن را برای مخاطبان نوجوان بازنویسی کرده است که مخاطبان با مطالعه آن نیز با بخشی از علائق مردم فرانسه در سال 1900 میلادی آشنا می شوند.
مضمون اصلی این داستان به «شبحی» اختصاص دارد که افراد در وهله نخست آن را قبول ندارند اما با ایجاد وقایع و حوادث های گوناگون، او را باور می کنند چراکه در برخی از بخش های این اثر نامه هایی از شبح نیز مشاهده می شود.