اثر حاضر، داستانی است کودکانه که در آن به ارزش و فضیلت «سلام کردن» در اسلام پرداخته شده است.
داستان در مورد پدر و پسر و پیرمردی است که سوار تاکسی می شوند و به راننده تاکسی سلام می کنند ولی از وی جواب سلام نمی شنوند.
در میان آنها گفتگویی راجع به اهمیت سلام کردن و ادب اجتماعی داشتن آن صورت میگیرد.
در میان صحبت های رد و بدل شده به سیره «پیامبر اسلام (ص)» در سبقت گرفتن بر دیگران در سلام کردن اشاره شده و فضیلت سلام کردن بر قبور و گنبد و بارگاه اهل بیت پیامبر نیز مورد تأکید قرار گرفته است.
نگارنده با نقل این داستان ادب سلام کردن و اهمیت آن را به کودکان گوشزد می نماید.