آقای کشاورز" پشم های "آقا گوسفنده" را می چیند. به همین دلیل آقا گوسفنده احساس سرما می کند. "خانم گاوه"، "آقا اسبه"، "آقا گاوه" و "آقا خوکه" هریک سعی دارند او را گرم کنند اما موفق نمی شوند. تا این که فردای آن روز "مولی" ـ دوست صمیمی آقا گوسفنده ـ برای او یک شال و کلاه پشمی می بافد. آقا گوسفنده آن ها را می پوشد و دیگر احساس سرما نمی کند.