فراخوانی فراخوانی ...


کاربر گرامی، لطفا جهت استفاده از تمامی امکانات سایت مانند ثبت سفارش و ورود به حساب کاربری، تنها از مرورگرهای Chrome و Firefox استفاده نمایید. ممکن است برخی از قابلیت های سایت با مرورگر شما سازگار نباشد. با سپاس فراوان

رد پای نور در قاب خاطرات: سیری در سیره تربیتی استاد علی صفایی حائری رحمه الله علیه (دوره سه جلدی)



ناشر کتاب : شهید کاظمی
نوع جلد: جلد نرم
قطع: رقعی
سال نشر: 1395
شمارگان: 2000
چاپ جاری: 1
تعداد صفحات: 1014
وزن(گرم): 1145
تاریخ ثبت: دوشنبه 18 بهمن 1395
تاریخ ویرایش: شنبه 16 اردیبهشت 1396
کد : 50984
تعداد بازدید: 166
جهت خرید پیامکی این محصول، کد محصول، نام و نام خانوادگی، آدرس و کد پستی خود را به شماره زیر ارسال نمایید. همچنین می توانید از QRCode بالا جهت ارسال پیامک استفاده نمایید:
9810003022

350000 ریال
315000 ریال
معرفی کتاب
در جلد اول برخی از اندیشه های قرآنی و تربیتی ایشان مورد شرح قرار گرفته است.

جلد دوم این کتاب شامل سه فصل است؛ فصل اول، (در کلاس درس) که به ترتیب به (ضرورت ازدواج) که بیشتر جواب کسانی که برای تشکیل خانواده إن قلت میاورند، می باشد. (آموزش های قبل و بعد از ازدواج) مربوط به زندگی و ازدواج خود مؤلف است که با حضور و راهنمایی حاج آقای صفایی همراه بوده است. بعد هم به (مشکلات و راه کارها) پرداخته است. این بخش همانگونه که از اسمش پیداست به مشکلاتی که در زندگی رفقای مولف وجود داشته است و نقطه نظراتی که استاد صفایی به آن ها پرداخته گردآوری شده است.
آخر فصل اول هم به معیارهایی برای (وساطت و اصلاح) از نظر آقای صفایی پرداخته است.
فصل دوم مصاحبه ای با خانم حق بین، همسر مرحوم استاد که تحت عنوان (جستارهایی از زندگی خانوادگی استاد) ذکر شده است.
سومین و آخرین فصل هم (زیر یک سقف بلند) داستان زندگی مولف، بعد از رحلت آقای صفایی است و در پایان هر داستان مثل دفتر اول یکی دو جمله از کتاب های استاد برای نورانیت و استناد آورده شده است.

گزیده کتاب
او که هرگز با چنین شخصیت هایی، آن هم در خانه ی یک عالم مواجه نشده بود، پرسید: حاج آقا! این آدم ها دور و بر شما چه کار می کنند؟ چرا این جور آدم ها را اطراف خودتان جمع کردید تا شخصیت تان خیلی جاها زیر سؤال برود؟

شیخ لبخندی زد و پاسخ داد: مگر غیر از این است که رسول مکرم اسلام (ص) از دل همین آدم ها، سلمان ها و ابوذرها را بیرون می کشیدند و تربیت می کردند؟ و مگر غیر از این است که رسالت اصلی ما هم تربیت همین آدم هاست؟ تو غیر از این فکر می کنی؟!

با لحن طنزآلودی گفت: خودتان دارید می گویید سلمان و ابوذر! یعنی از این ها سلمان و ابوذری هم در می آید؟!

شیخ ابروهایش را گره کرد و گفت: اگر یک پزشک بالای مطبش بزند ورود افراد مریض ممنوع، خودش مریض است و نیاز به مداوا دارد. تو که از من توقع نداری یک چنین جمله ای را قاب بگیرم و بزنم بالای در خانه ام...



ناشر کتاب



نظر دهی
شما می توانید نظر خود را ثبت نمایید.
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
کاربر گرامی چناچه در تمایل دارید نظر شما با نام خودتان ثبت شود، وارد سایت شوید.
نام
پست الکترونیک
ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.
نظر

[ فراخوانی مجدد تصویر]


دسته بندی
موردی یافت نشد!


محصولات
موردی یافت نشد!
نویسنده


اخبار
موردی یافت نشد!


ناشرین
موردی یافت نشد!