فراخوانی فراخوانی ...

انسان شناسی و پیامدهای آن در اندیشه سیاسی هابز و علامه طباطبایی

مولف : احمدرضا یزدانی مقدم

زیر نظر : پژوهشگاه علوم و اندیشه سیاسی

ناشر کتاب : پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

سال نشر : 1391

تعداد صفحات : 208

خرید پیامکی این محصول
جهت خرید پیامکی این محصول، کد محصول، نام و نام خانوادگی، آدرس و کد پستی خود را به شماره زیر ارسال نمایید: 10003022
33,000 ریال
افزودن به سبد سفارش

معرفی کتاب

کتاب «انسان شناسی و پیامدهای آن در اندیشه سیاسی هابز و علامه طباطبایی» در صدد است که انسان شناسی هابز و علامه طباطبایی را مقایسه کند.

کتاب «انسان شناسی و پیامدهای آن در اندیشه سیاسی هابز و علامه طباطبایی» تالیف حجت الاسلام احمدرضا یزدانی مقدم، عضو هیئت علمی گروه فلسفه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی، توسط انتشارات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی به چاپ رسیده است.

این اثر در صدد است که انسان شناسی هابز و علامه طباطبایی را مقایسه کند و نشان دهد که چگونه انسان شناسی متفاوت این دو، در کلیت اندیشه سیاسی آنان مؤثر افتاده است. به این منظور، آثار این دو، به ویژه دو اثر اصلی آنان یعنی لویاتان و المیزان، بازخوانی و تا حدودی بازسازی شده و با روش تحلیل مقایسه ای، که روش شناخته شده ای در علوم سیاسی است، بررسی گردید.

دستاورد این پژوهش به صورت خلاصه این گونه است:
انسان هابزی، انسانی خلق الساعه و بدون گذشته و پیوندهای اجتماعی و تحت تسلط قوای طبیعی و غریزی و غیرعقلانی است؛ از این رو، وضعیت طبیعی که در آن به سر می برد، وضعیتی وحشیانه است که راه برون رفتی جز قرارداد اجتماعی مشروط و به نفع شخص ثالث و واگذاری همه حقوق و اختیارات به او ندارد. این شخص ثالث، که بدین ترتیب، تبدیل به لویاتانی می گردد که انسان های منفرد در او مضمحل می گردند، طرف قرارداد نبوده و تعهدی به آنها ندارد و تنها در مقابل خدا مسئول است. همچنین به جهت ناتوانی عقل انسان یاد شده، بلکه هر انسانی حتی در زندگی مدنی، چاره ای جز استبداد و مرجعیت عقلِ حاکم در حوزه سیاسی، و حتی اعتقادی، وجود ندارد. بدین ترتیب، انسان شناسی هابزی، توجیه استبداد سیاسی و دین حکومتی را فراهم می آورد.

علامه طباطبایی، انسان را موجودی اجتماعی تصویر می کند که از سابقه و تجربه زندگی خانوادگی و اجتماعی برخوردار است. انسان منفرد در روی آوردن به زندگی اجتماعی، که ناشی از ویژگی های وجودی اوست، برای بهره گیری از دیگران؛ ناگزیر، بهره دهی به آنان را می پذیرد و بدین ترتیب، استخدام متقابل، که همان عدالت اجتماعی و قرارداد عملی و ضمنی اجتماعی است، را بر می گزیند. در نگاه علامه طباطبایی، انسان های اولیه، تحت تأثیر قوای طبیعی بودند و سلطه قوای طبیعی، عقل را نیز در بَر می گرفت. اما عقل، در سیر طبیعی و اجتماعی، کمال یافته و با وحی و نبوت تقویت شده و حاکم بر غرایز و قوای طبیعی می گردد و همین عقل است که مخاطب وحی شده و امکان دریافت پیام وحی و ارزیابی آن را دارد. این تصویر از انسان در تبیینِ اجتماع و سیاست و حکومت، و روابط دین و حکومت و اجتماع، تأثیر تعیین کننده ای می گذارد. انسان اجتماعی به زندگی اجتماعی نائل می آید. در اجتماع، مُلک و حکومت پیدا می شود. برای تعدیل و تصحیح روابط اجتماعی و مُلک و حکومت؛ انسان، وحی الهی را دریافت می دارد. مخاطب وحی الهی، انسان اجتماعی است که با تدبّر و اجتهاد اجتماعی، آن را بررسی می کند و می فهمد.

بدین ترتیب، دو انسان شناسی متفاوت در اندیشه این دو اندیشمند؛ هابز و علامه طباطبایی، به دو تحلیلِ متفاوت از سیاست و حکومت می انجامد. انسان شناسی هابزی به وضعیت مدنی، دولت مطلقه، استبداد سیاسی و دین حکومتی منتهی می شود و انسان شناسی علامه طباطبایی به استخدام متقابل، اجتماع تعاونی، حکومت اجتماعی و دین اجتماعی، راه می برد.
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
فراخوانی مجدد تصویر
محصولات مرتبط