فراخوانی فراخوانی ...

مستند داستانی کف خیابون

7144 بازدید

مولف : محمدرضا حدادپور جهرمی

ناشر کتاب : نشر مصلی

جهت خرید پیامکی این محصول، کد محصول، نام و نام خانوادگی، آدرس و کد پستی خود را به شماره زیر ارسال نمایید. همچنین می توانید از QRCode بالا جهت ارسال پیامک استفاده نمایید:
9810003022

مولف : محمدرضا حدادپور جهرمی

ناشر کتاب : نشر مصلی

وزن(گرم) : 429

شابک : 978-600-5375-87-9

نوع جلد : جلد نرم

قطع : رقعی

سال نشر : 1396

شمارگان : 1000

چاپ جاری : 7

تعداد صفحات : 362

تاریخ ثبت : یکشنبه 8 مرداد 1396

تاریخ ویرایش : یکشنبه 13 خرداد 1397

کد : 56771

180,000 ریال
افزودن به سبد خرید
معرفی کتاب
کتاب حاضر، تحت عنوان مستند داستانی کف خیابون به بررسی رویداد های خاصی پرداخته که حاصل اطلاعات سوخته جمع آوری شده توسط (مولف) محمدرضا حدادپور جهرمی است که در لباس داستان درآمده و شب های زمستان سال 1395 در کانال تلگرامیش منتشر می نموده است. متن کتاب به زبان مهاوره و خیلی بی تکلف نگارش یافته که می توان ارتباط خوبی با آن برقرار کرد.
گزیده کتاب
رابط ما در آن جا یک مرد پنجاه ساله فغانی از بچه های مقاومت بود که فقط یک بار مراجعه کردم. آن یک بار هم به خاطر عدم اطمینانی که حتی به سایه خودم داشتم، در حالی که من را نمی دید، جیبش را زدم و توانستم یک گوشی SSF پیدا کنم و یک سیم کارت MAXSELL بخرم و بتوانم چند تا کد سر هم کنم.
اسم جهادی اش «جواز عبدالله» بود، تنها کسی بود که شاهرودی قبل از پرواز به من معرفی کرده بود و مختصاتش را گفت. با مکافات پیدایش کردم، آن روز در حال پشمک فروشی بود. از پشت به او نزدیک شدم و شوکر سمی را چسباندم به زیر کلیه هاش! خیلی آرام و آهسته به او گفتم: «سلام علیک، 233 هستم! لطفا خودتون رو شل کنید و اجازه بدید مبلغی پول از جیبتون بردارم، لطف کنید برنگردید تا مشکلی برای هیچکدوممون پیش نیاد! اجازه هست بردارم؟ اصلا پول دارید؟»
شخصیت های مرتبط


نظر دهی
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
فراخوانی مجدد تصویر
کد امنیتی
فراخوانی مجدد تصویر
نظرات

مرجان

با سلام
کتاب فوق العاده ای بود،پیشنهاد میکنم همه بخونن

11 دی 1396

متدین

233  تقریبا پوکوند منو....وقتی با دنده های خرد شده برای محافظت از ابوالفضل امد...و با میلگرد جسمش را به هم ریخت تا روحش ازاد شود...باور نکردنی بود....کاش اسمش را میدانستم و ادرس قبر این شهیده عجیب را....

13 دی 1396

مرجان

آره،233که فوق العاده بود،خوش به سعادتشون،اما از نویسنده هم کمال تشکر رو دارم،توی این روزایی که رمان های نامناسبی به خورد جوونهامون میدن این قلم و این نوشته های جذابشون عالیه،اجرشون با آقا امام زمان ان شالله

18 دی 1396

دختر

سلام
خیلی کتاب قشنگی بود ینی نمیدونم چجوری ازش تعریف کنم که دل خودم راضی شه
ازبازکردن چشما تا فهمیدن وجود چنین ادمای از خودگذشته ای چ مرد وچ زن ودشمنی بسیار دقیق محاسبه شده
ان شالله باداشتن بصیرت واقعی خون شهدا وزحمت همه ی این تلاشگرا رو جبران کنیم

23 دی 1396

داریوش

خییییییییییییییییییییلی عالیییییییییییییییییییییه

25 اسفند 1396

کمیل

کتابو تموم کردم، 2 روزه تو خودمم.
مدام اون تصویر ضرب و شتم عرق خورای حرومزاده و موتور ابولفضل میاد جلو چشام. ما از کجا اومدیم؟ کجا هستیم؟ و به کجا میرویم؟

خدا یا چقدر این شهدای اطلاعات مظلومن. نه اسمی نه تشیع جنازه ای نه قدر دانی ای. نه فیلمی . نه خبری . نه وصیتی ...

27 اسفند 1396

محمد

باسلام و تشکر فراوان از نویسنده ، اثر حاضر بسیار ارزشمند و راهگشاست و توصیه این حقیر به جوانان این است که درصورت امکان حتما کتاب رو مطالعه کنند

13 اردیبهشت 1397

sisi

سلام این کتاب جز بهترین داستان های مستندی بود که خوندم،اولین کتابی بود که نمیخواستم تموم بشه و خط به خط رو با علاقه خوندم،و غبطه خوردم،چون منم ۸۸ تهران بودم ولی شجاعت نداشتم،فقط راهپیمایی۹ دی رو رفتم

17 اردیبهشت 1397