هرگونه تلاشی برای محدودکردن علم در قالب ترسیم مرزهای محدود جغرافیایی، نه تنها جفا به علم بلکه جفا به بشریت و فرهنگ بشری است زیرا تمدن ها در طول تاریخ در نتیجة برخوردهای معرفتی و علمی شد یافته و بارور شده اند؛ لذا گذاشتن هرگونه مانعی بر راه این فرایند طبیعی، در واقع چیزی جز سرکوب ذات انسانی نیست. به همین ترتیب، در جهان فعلی که ضرورت گفت وگوهای علمی در تمام سطوح مورد تأکید بزرگان دانش و معرفت قرار گرفته است، محدود کردن دانش و دانشگاه که متولی دانش است، شنا کردن برخلاف جریان آب و برقراری وضعی غیرطبیعی و تثبیت وضعیتی غیرذاتی است.
در اینجا دغدغه هایی چون حفظ دانش بومی یا نقد مبانی علوم جدیدی یا حتی طراحی نوعی علم بومیِ برکنار از ویژگی های سکولار علم جدید، هیچ گونه مغایراتی با اصل گفت وگوی میان علوم و آکادمی ها و دانش ها و رفت و آمد میان آن ها ندارد و می تواند در سپهری روش بینانه قابل جمع باشد.
مجموعه حاضر با برجسته کردن این عوامل و مؤلفه ها درصدد است لزوم التفات و توجه جدی مسئولان به این عوامل غیرپدیداری و نسبتاً نامحسوس را متذکر شده و در نتیجه موضوع بین المللی شدن دانشگاه های منتخب ایران را در این سپهر گسترده به بحث بگذارد تا مبادا از برخی ضرورت های غیرقابل چشم پوشی غفلت شود و با وضع چند نمود پدیداری فوق، بنای استواری ایجاد نشود و این موضوع برحسب زمان و با آمدن دولتی و رفتن آن، به صورت ناقص طرح شود و سپس از میان برود.