تأمل و اندیشیدن درباره نسبت میان فرهنگ و دانشگاه امری مهم و اساسی است زیرا هردوی اینها از امور تاثیر گذار در هر جامعه ای هستند و امروز روز این تاثیر گذاری دوچندان است. اینکه دولتمردان و یا اندیشمندان چه نسبتی یا نسبت هایی میان این دو برقرار میکنند بستگی به تعریف و درک آنها از دانشگاه و کارکردهای آن و فرهنگ است.
مباحث این کتاب در پی ارائه نقشه مفهومی و تقویت تفکر خط مشی گذاری و برنامه ریزی های راهبردی و کاربردی در حوزه فرهنگی و اجتماعی نظام علمی و آموزش عالی است. در این نوشتار همچنین، چارچوب ها و الگوهایی برای خط مشی گذاری و برنامه ریزی فرهنگی و اجتماعی برای بکارگیری در نظام آموزش عالی با تکیه بر تجارب مؤلف معرفی شده است. مطالب کتاب برای مدیران و کارشناسان فرهنگی دانشگاه و کنش گران فعال حوزه فرهنگی و اجتماعی این حوزه مفید است.