فلسفه ویتگنشتاین پژواکی از تحولات زبانی است که از اواخر سده نوزدهم پدیدار گشت. زبان در این دوره تبدیل به موضوعی فلسفی شد و سپس با رویکرد تالیفی ظهور کرد که امروزه از آن به فلسفه زبان تعبیر می کنیم.
او در رساله منطقی فلسفی که به سال 1921 انتشار داد از نظریه تصویری زبان سخن می گوید اما در دوره فترت که فلسفه را رها کرد به نظریه دوم می اندیشید و با بازگشت به فلسفه پژوهش های فلسفی را تدوین کرد.
منطق، جایگاه رفیعی در رساله دارد. این اهمیت در عنوان کتاب نیز دیده می شود. ویتگنشتاین کار خود را رساله منطقی - فلسفی نام نهاد نه رساله فلسفی منطقی. او ابتدا درباره منطق و حدود و ثغور آن و نسبتش با جهان پیرامون بحث می کند پس از آن به فلسفه و گزاره های فلسفی می پردازد.
به نظر می رسد انگیزه نوشتن رساله به دست دادن تبیینی از تفکیک میان امر تجربی و امر ضروری بوده است.
این کتاب سعی می کند محوری ترین مفاهیم و آموزه های منطقی که عمدتا بر نوشته های ویتگنشتاین متمرکز است را بیان کند.