چوکولو و کوکولو نویسنده: ساموئل گوسیان مترجم: آندارانیک خچومیان متن پشت جلد: این داستان ماجرای چهلپایی است که به جشن تولد دوستش که در جلگهی دیگری زندگی میکند، دعوت میشود. او برای چهل تا پای خود کفش میخرد و به راه میافتد. بین راه ماجراهای گوناگونی برای او پیش میآید که هم آموزنده است و هم جذاب.
گزیده کتاب
اول از ساقه بالا رفت و با آرامش در کاسهی گل جا خوش کرد و سپس شروع به خواندن کرد. کوکولو او را به جشن تولدش دعوت کرده بود. چوکولو فریاد زد: «هورا» و از کاسهی گل پایین افتاد. خوب شد هیچ کدام از چهل پایش نشکست وگرنه پزشک بیچاره یک روز تمام باید زحمت میکشید تا ببیند کدام یک از چهل پا شکسته.