فراخوانی فراخوانی ...

غلاغه به خونه ش نرسید...

741 بازدید

مولف : ابوالفضل زرویی نصرآباد

ناشر کتاب : کتاب نیستان

جهت خرید پیامکی این محصول، کد محصول، نام و نام خانوادگی، آدرس و کد پستی خود را به شماره زیر ارسال نمایید. همچنین می توانید از QRCode بالا جهت ارسال پیامک استفاده نمایید:
9810003022

مولف : ابوالفضل زرویی نصرآباد

ناشر کتاب : کتاب نیستان

وزن(گرم) : 316

شابک : 978-964-337-608-6

نوع جلد : جلد نرم

قطع : رقعی (21*14)

شمارگان : 2200

چاپ جاری : 3

تعداد صفحات : 259

تاریخ ثبت : دوشنبه 16 خرداد 1390

تاریخ ویرایش : چهارشنبه 14 آذر 1397

کد : 8797

140,000 ریال
افزودن به سبد خرید
معرفی کتاب
افسانه­ ها و داستان­ های قدیمی برای بسیاری از ما حسی نوستالژیک به همراه دارد؛ حسی­ که می ­گوید باید منتظر شنیدن داستان یا افسانه­ ای باشیم که گاهی ما را سال­ها و قرن­ ها به گذشته می­ برد و حسی مشترک میان ما و گذشتگانمان تداعی می­ کند و گاه شرح حالی از انسانی نامعلوم پیش روی­مان می­ گذارد که در فضا و زمانی نامشخص، روایت­گر حکمتی برای ماست. این افسانه­ ها به هر شکل و شیوه­ ی روایی، در دو عامل مشترک هستند. نخست، بودن خداوند و ناظر بودن او بر اعمال ما که به صورتی مشترک و با بیان عبارت «یکی بود یکی نبود» همواره بیان می­ شده است و دیگری عبارت «کلاغه به خونه­ ش نرسید» در پایان هر داستان و افسانه که عنوان می­ کند با به پایان رسیدن این داستان، حکایت زندگی انسانی و کسب تجربه و شنیدن، کماکان باقی­ست.

«غلاغه به خونه­ ش نرسید» اثر ابوالفضل زرویی نصرآباد، طنز پرداز نامی معاصر نیز با نگاهی به این دو عنصر مشترک در افسانه­ های و قصه­ های کهن ایران و جهان و با طنزی نرم و لطیف آکنده با هجو نوشته شده است که عمده ­ی این هجویات، به نگاه انتقادی زرویی به مناسبات مادی و اجتماعی در زندگی معاصر ما در جامعه­ ی شهری باز می­ گردد.

نویسنده در این اثر روایت­ های طنزآمیز خود از افسانه­ های ماندگار نقل شده به صورت دهان به دهان و مکتوب را پس از سال­ ها مطالعه روی افسانه­ ها و مَثَل­ های فرهنگ­ ها و کشورهای مختلف جهان به صورت متون هجوآمیز و خلق نقیضه بر آن افسانه­ ها ایجاد کرده است. به عبارت دیگر وی کوشیده تا دغدغه­ ها، آرزوها و اشتباهات انسان امروز را به صورتی طنزآمیز و در قالب افسانه­ هایی مدرن بازنویسی کند.

بر پایه ­ی این نگاه در این اثر، هر مخاطب به فراخور قومیت یا ملّیت خود، ریشه­ های مشترک فرهنگی با دیگر ملل و اقوام را می­جوید و در نگاهی طنزآمیز و هجوآلود، نسبت زندگی فعلی خود با آن افسانه و غایتش را کشف می­ کند.

شخصیت­ های خلق شده در این اثر، توسط زرویی و به شکل و شمایل سنتی و قدیمی انتخاب شده­ اند؛ با این حال به شدت مدرن و امروزی به نظر می­ رسند. افسانه­ ی دختری که با استفاده از اینترنت و «چَت» در «مَسنجر» دنبال شوهر می گردد، شاهزاده­ای که به قاچاق کالا مشغول است، شترمرغی که پرواز می­کند و جعبه­ ی سیاه هم دارد، نمونه ­هایی از این افسانه­ هاست که می­توان روایتی طنزآمیز و البته حکمت ­آمیز از آن ها در این اثر جستجو کرد.

نگاه زرویی گاه در این اثر از طنز تلخ اجتماعی به سمت خلق موقعیت­ هایی هجوآلود نیز گسترش پیدا کرده است که در صورت رهایی از خندیدن به موقعیت و شخصیت خلق شده، شاید بتوان فرصت اندیشیدن به آن را نیز پیدا کرد. داستان مرد جوانی که یک روز برمی خیزد و می­ بیند یک «دُم» واقعی درآورده، یا سرگذشت جوان نیکوکاری که به خاطر دعای خیر پیرزنی، هر روز صبح با رنج و مرارت بسیار، تخم طلا می ­گذارد، از این دست افسانه ­هاست.
گزیده کتاب
یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچ کس نبود. ای برادران و خواهران ندیده، ناقلان اخبار و غلان صابون دزد مردم آزار چنین حکایت کرده اند که در ولایت غربت، یک لاک پشتی زندگی می کرد که از قضای روزگار با دو تا مرغابی دوست شده بود. فصل پاییز که رسید، دو تا مرغابی زیر پای لاک پشت نشستند که الا و بلا باید با ما بیایی برویم در ولایت جابلقا که الان گرم است. لاک پشت زبان بسته هم خام شد و قبول کرد ...
شخصیت های مرتبط

نظر دهی
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
فراخوانی مجدد تصویر
کد امنیتی
فراخوانی مجدد تصویر