loader-img
loader-img-2
بعدی
بعدی بازگشت
بعدی بازگشت

اینجا بالای تل تکفیری‌ ها می ‌رقصند: زندگینامه شهید مدافع حرم سید احسان میرسیار

خرید پیامکی این محصول
جهت خرید پیامکی این محصول، کد محصول، نام و نام خانوادگی، آدرس و کد پستی خود را به شماره زیر ارسال نمایید: کد محصول : 88363 10003022
60,000 54,000 تومان
افزودن به سبد سفارش

معرفی کتاب

کتاب «اینجا بالای تل، تکفیری‌ها می‌رقصند» نوشته شیرین زارع‌پور شامل زندگینامه شهید مدافع حرم سیداحسان میرسیار به‌تازگی توسط نشر 27 بعثت منتشر و راهی بازار نشر شده است. این‌کتاب نهمین ‌عنوان از مجموعه «مدافعان حرم» است که این ‌ناشر چاپ می‌کند.

شهید احسان میرسیار، فرزند اصغر میرسیار از پاسداران سپاه بود که سال 59 متولد شد و پس از ورود به سپاه و دیدن آموزش‌های مختلف نظامی، به‌عنوان یکی از نیروهای مدافع حرم لشگر 27 محمد رسول‌الله (ص) به سوریه اعزام و بهمن‌ماه سال 94 به شهادت رسید. تا دو ماه تصور می‌شد این‌ شهید به اسارت نیروهای داعش درآمده اما پس از این ‌مدت مشخص شد شهید و مفقودالاثر است. میرسیار هنگام شهادت همراه با چند رزمنده دیگر ایرانی، سوری و افغانستانی بود و پیکرش پس از دو سال پیدا و به ایران منتقل شد.

کتاب «اینجا بالای تل، تکفیری‌ها می‌رقصند» دربرگیرنده زندگینامه شهید میرسیار با روایت‌هایی از دوستان و خانواده اوست که در قالب 12 فصل گردآوری و تدوین شده‌اند. پس از این‌ فصول، وصیت‌نامه شهید و عکس‌ها و اسناد مربوط به وی نیز درج شده است.

عناوین 12 فصل این‌کتاب به‌ترتیب عبارت‌اند از: «میانه اردیبهشت»، «قصه از اینجا شروع شد»، «مقدمات سفر بهشت»، «صبح شیرین دمید»، «حرف‌های خودمانی»، «یک برگ از اخلاص»، «به نام عشق، به نام جنون»، «دلتنگی به پایان می‌رسد»،‌ «از دوکوهه تا آسمان»، «پای عهد می‌مانم»، «چندقدم بیشتر نمانده»، «تا تلِّ هوبر».

چنگیزی، مهماتم تموم شد! کاری نمی‌تونم بکنم، محاصره‌یم! 10:10 دقیقه دوباره تماس گرفت. پشت بی‌سیم یک‌نفر عربی فحش می‌داد. چنگیزی فکر کرد اشتباه گرفته‌اند. بی‌سیم را داد به یکی از سوری‌ها.

ببین محمود طبق چی می‌گه؟! بی‌سیم را گرفت. دید یک‌نفر از آن طرف بی‌سیم، شروع کرده به فحش‌دادن. چنگیزی باورش نمی‌شد بی‌سیم افتاده دست مسلحین. یعنی تل سقوط کرده. حمیدرضا و اسماعیلی، بچه‌ها را برده بودند عقب. اسماعیلی پیشنهاد داد برگردند و منطقه را ناامن کنند تا محاصره تل بشکند. 23 به سمت احمد اسماعیلی شلیک می‌کرد. سقف ساختمان‌ها فرو می‌ریخت. احمد اسماعیلی و یاسر زخمی شدند. محمدرضا با دوربین قناسه هنوز نظاره‌گر تل بود. از هر طرف ده‌نفر بالا می‌آمدند. با مسئول قرارگاه تماس گرفت. لحظه‌ای بعد، یک هواپیمای روسی برای بمباران بالای تل آمد. اما دیر شده بود.

همه روی تل آسمانی شده‌اند. هرکدام گوشه‌ای افتاده‌اند. تکفیری‌ها تل را گرفته‌اند. به پیکرها رحم نمی‌کنند. رحم نمی‌کنند که به رگبار می‌بندند.
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
شما هم می توانید گزیده انتخابی خود از کتاب را ثبت کنید.
نام و نام خانوادگی
عنوان
برگزیده
کد امنیتی
محصولات مرتبط
بازدیدهای اخیر شما