فراخوانی فراخوانی ...

انتشار داستان مردان «کوچه نقاش ها» در کشورهای همسایه

ترجمه عربی کتاب «کوچه نقاش ها» با عنوان «زقاق نقاش ها» در کشور لبنان منتشر و توزیع شد.

شنبه 30 تیر 1397

به گزارش پاتوق کتاب فردا به نقل از خبر گزاری تسنیم؛ کتاب «کوچه نقاش ها» حاصل سه ماه مصاحبه راحله صبوری با سید ابوالفضل کاظمی است. کاظمی فرمانده گردان بسیجی لشکر 27 محمد رسول الله (ص) بود. وی در طول جنگ در چندین عملیات به صورت نیروی آزاد شرکت داشت و در عملیات کربلای 5 و 8 فرمانده گردان عملیاتی میثم بود. او بارها در عملیات مختلف آماج تیر و ترکش دشمن قرار گرفته و دچار محرومیت های سخت و جان فرسا شده است.

ابوالفضل کاظمی متولد کوچه نقاش ها در محله گارد ماشین دودی بین خیابان صفاری و خیابان خراسان است، به دلیل علاقه اش به این محله و کوچه نام کتاب را کوچه نقاش ها گذاشته است. خاطرات او از آن جهت سزاوار تأمل و توجه است که فرمانده گردان هم با فضای قرارگاهی و رده های بالای فرماندهی جنگ و هم با فضای درون گروهی نیروهای رزمنده و خط شکن ارتباطی تنگاتنگ دارد و بازنمایی حضور وی در این دو فضای پیچیده جذابیت خاصی به کتاب بخشیده است.

جمعیت المعارف لبنان اخیراً این اثر را به عربی ترجمه و در کتابفروشی های لبنان توزیع کرده است. کتاب در ایران از سوی انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است.

در بخشی از این کتاب می خوانیم:

12 ساله بودم که به دبیرستان جهان رفتم. صبح ها درس می خواندم و بعدازظهرها در قهوه خانهٔ دایی سیدعلی کار می کردم. تازه الفبای لاتی را یاد گرفته بودم و برای زندگی ام تصمیم می گرفتم. قهوه خانهٔ دایی سیدعلی، سرِ خیابان گارد ماشین دودی بود و صفای لب ِ خط را داشت. یک باغچهٔ نسبتاً کوچک بود که چند تخت در اندرون و بیرونش در فضای باز گذاشته بودند.

روزی یک تومن مزد می گرفتم. سوگلی بودم و کارهای سخت انجام نمی دادم. دایی دو تا قهوه چی داشت که بیشتر کارها، روی دوش آن ها بود. دایی هم فقط پشت دخل می نشست و مایه می گرفت.

دم ظهر، چند طایفه، مشتری قهوه خانه بودند. لات ها و جاهل ها و دستمال به دست ها، کلاه مخملی ها و مشتی ها و عبا به دوش ها می آمدند برای گپ و صحبت و چای قند پهلو؛ فقیر و پولدار؛ هر کس از هر جا خصوصاً آن ها که از غرغر زن و بچه کلافه و خسته بودند، به قهوه خانهٔ دایی پناه می آوردند تا نفسی بگیرند.

آن زمان، چای کلکته و لاهیجان مرسوم بود. قهوه چی، بیست تا استکام کمرباریک چای را با خبرگی و مهارت از سر آرنج تا روی مچ و کف دست قطاری می چید و بعد بین مشتری ها پخش می کرد؛ استکامی ده شاهی.

کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
فراخوانی مجدد تصویر
اخبار مرتبط