فراخوانی فراخوانی ...

معرفی رمان «عریان در برابر باد»

50 بازدید

آدرس منبع : پایگاه خبری سوره مهر

افراد مرتبط با خبر : احمد شاکری

انتشارات مرتبط با خبر : سوره مهر

تاریخ ثبت : یکشنبه 11 آذر 1397

تاریخ ویرایش : یکشنبه 11 آذر 1397

کد : 71289

احمد شاکری در رمان «عریان در برابر باد » زندگی نوجوانی کردستانی را در جنگ تحمیلی ترسیم می کند که درگیر اتفاقاتی در جبهه های جنگ می شود.

به گزارش پاتوق کتاب فردا به نقل از پایگاه خبری سوره مهر، احمد شاکری در رمان «عریان در برابر باد» با نگرشی نو و اثر گذار در خلق شخصیت به اتفاق های یک دهه پس از جنگ در منطقه کردستان می پردازد. تنوع و تعدد شخصیت و بازشناسی نقش هر کدام از آنها در تدوین خط سیر روایت این رمان قابل تامّل و تحلیل است.

رمان «عریان در برابر باد»، داستان نوجوانی است که در روستای مرزی در کردستان زندگی می کند. این نوجوان از رازی درباره شهادت عده ای در دوران دفاع مقدس اطلاع یافته و اطرافیانش درگیر گره گشایی از این راز می شوند.


ترسیم چهره ی منافقین و گروهک های زخم خورده و درهم شکسته ای که سعی می کنند با استفاده از حضور صدام در عراق و موقعیت خاص کوهستانی آن ها همواره از ناحیه مناطق مجاور به این دو استان، مزاحمت هایی را برای مردم این نواحی ایجاد کنند از مهمترین ویژگی های این اثر ادبی است.


احمد شاکری در این رمان دو موضوع را دنبال می کرده است، یکی معرفی مردمان کُرد، فرهنگ، آداب و رسوم و باورهایشان و دیگری ترسیم آثار جنگ بر مناطق کردنشین کشورمان و همچنین تاثیر فعالیت گروهک های تروریستی بر زندگی روزمره ی مردم این مناطق؛ که در این کار بسیار موفق بوده است.


بریده ای از متن کتاب :« آوندی بریده است... عریان... تو خالی ... چشم هایش نمی بیند... گوش هایش کر است... سوراخ هایی روی سینه اش دهان باز کرده اند... لمس می کند... . خشکند... قطره ای خون... نمی آلایدش... فریاد... کمک... صدا... در گلو خفه می شود... سعی می کند... بی نتیجه است... .
از خواب پرید. آتش در حال خاموش شدن بود. دانه های بلوط، زغال شده بودند. نسیم سردی به داخل غار می وزید؛ به دست هایش حرکتی داد. برای اینکه گرم شوند آن ها را به هم مالید. دست هایش را به سینه زد و کَپَنَک را بیشتر به بدنش فشرد. همان طور که به دیوارۀ سیاه و دودگرفتۀ غار تکیه داده بود، پاهایش را جمع کرد و زانوهایش را در بغل گرفت. سر انگشتانش کمی گرم تر شدند. از دهانۀ غار به دامنۀ کوه نگاه کرد. بزها و گوسفندها گهگاه عطسه می کردند. در سراشیبی کوه، میان سنگ ها را بو می کشیدند یا لمیده بر پای بلوط ها نشخوار می کردند. آهنگ زنگوله ها فضای وهم انگیز کوه را می شکست و به او آرامش می داد. نسیمی سرد با شعله های زرد آتش، بازی می کرد. برگ های خشک درخت های بلوط و مازوج برخود لرزیدند...»


گفتنی است «عریان در برابر باد» تاکنون به عنوان (رمان تقدیر شده جشنواره ایثار و شهادت) و (رمان تشویق شده در جشنواره کتاب سال دفاع مقدس) انتخاب شده است.

شخصیت های مرتبط

نظر دهی
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
فراخوانی مجدد تصویر
کد امنیتی
فراخوانی مجدد تصویر