تا سی ثانیه تمام حواسم از کار افتاده بود. با صدای جیغ و فریاد و یا حسین، به خود آمدم. در از جاش کنده شده بود و مردم از حسینیه میدویدند بیرون. بین آن همه درد، نفهمیدم کی به بیمارستان رسیدم. فکر محمد راحتم نمیگذاشت. منتظربودم آشنایی از در بیاید داخل و سراغش را از او بگیرم.... بعد از یک هفته از بیمارستان مرخص شدم و تا احسان، برادر محمد با پیراهن مشکی به عیادتم آمد، دیگر آن رابطه برایم تمام شد.
معرفی محصول
در قطعه 2 ردیف 16 دارالرحمه شیراز، سنگ قبری است که روی آن نوشته شده: فدایی امام زمان کتاب حاضر روایت فدائیان امام زمان (عج) است؛ آنها که با بذل خون خود انتظار را به شرمندگی کشاندند.
بوی شیرین فرهاد در چهار فصل نوشته شده که در ابتدای هر فصل راوی، حامدنامی است که از رفاقتش با محمد میگوید. محمدی که شیفته عبدالحمید بود و عبدالحمیدی که خود، شیفته فرهاد... و این شیفتگی درس همیشگی مکتب ماست. شیفته مرام و معرفت و ایثار و خلوص کسی شدن، شیفته ایمانش و راهی که با درایت تمام انتخاب کرده؛ راه امام و قائدش حسین .