کتاب سفر به سرزمین های غریب، نوشته سونیا نمر نویسنده فلسطینی با ترجمه قاسم فتحی توسط نشر ادامه (واحد کودک و نوجوان انتشارات اطراف) منتشر شده است. روستایی نفرینشده را تصور کنید که سالهاست هیچ دختری در آن به دنیا نیامده. قمر، قهرمان کتابِ سفر به سرزمینهای غریب، سفرش را از همان روستای عجیب آغاز میکند. دستنوشتههای قمر در خانهای قدیمی و متروک کنار دریا پیدا میشود، یادداشتهای دختری که دلدادهی سفر است و هر بار، به فراخور موقعیتی که در آن گرفتار شده، به اعماق زندگی میرود. قمر در گذر از خوشیها و رنجهای این سفرها جهان آدمهای دور و اطرافش را بهتر میشناسد. سفر به سرزمینهای غریب یک فانتزی شرقی شبیه قصههای سندباد و علیباباست؛ کتابی که خوانندگانش را به سرزمینهای ناشناختهی جهان عرب میبرد. این کتاب برندهی جایزهی اتصالات، مهمترین جایزهی ادبیات کودک و نوجوان جهان عرب، شده و روح تازهای را به ادبیات خیالپردازانهی شرقی میدمد. کتاب سفر به سرزمینهای غریب، در روزهای شیوع کرونا، وقتی مردم همهی کشورهای جهان مثل «دیار» قمر در انزوا گیر افتاده بودند، نامزد جایزهی هانسکریستین اندرسن هم شد تا هزاران نوجوان اروپایی و عرب و آفریقایی وقتی به ماجراجویان شرقی فکر میکنند، در کنار اسم سندباد و علیبابا، یاد زنی فلسطینی به نام قمر هم بیفتند. سفر به سرزمینهای غریب از دل زندگی مردم فلسطین و از خاطرههای آنها بیرون آمده است. زمانی که قصه فقط برای بچهها نبود، مردم، صبح تا شب، توی کوچه و بازار، کنار کرسی یا در پستوی آشپزخانه برای هم قصه میگفتند تا از اوضاع و احوال شهرها و آدمهای اطرافشان سر در بیاورند. آنها گاهی دربارهی آرزوهایشان خیالبافی میکردند، گاهی حرفهایی که نمیتوانستند جلوی حاکم و گزمه بزنند را میان قصهها جا میدادند، گاهی هم فقط برای سرگرمی قصه میگفتند و میشنیدند. قهرمان قصه سفر به سرزمینهای غریب به جای اینکه شبیه شخصیتهای فیلمها یا سفرنامهنویسهایی باشد که میشناسیم، شبیه مادرها و مادربزرگهایی است که شیطنت و کودکی در آنها هنوز زنده است و بیحوصله نشدهاند. قمر شبیه زنهایی است که با قصههای دور و درازشان میل به ماجراجویی را در دل دخترها و نوههایشان کاشتهاند. سونیا نمر این قصههای سینهبهسینه را جمع کرده و رمانش را با قصهها، ضربالمثلها و تصویرهای قدیمی جهان عرب مزهدار کرده تا ادبیات شفاهی کشورش توی کتابخانهها خاک نخورد و جوانها و نوجوانهای کمسنوسالتر هم دربارهاش با یکدیگر حرف بزنند. بعضی صفحههای این کتاب بوی نمک دریا و زعتر میدهند و خواندنشان، برای یک نوجوان شانزدهسالهی ایرانی، شبیه مزهمزه کردن غذایی تازه است؛ غذایی محلی که دستور پختش نسل به نسل منتقل شده است و طعم تازه را به ذائقه و حافظهی ادبی ما اضافه میکند. سر به سرزمین های غریب را به تمام نوجوانان علاقه مند به ادبیات داستانی توصیه می کنیم.