بالاخره روز شنبه شد. تابستان بود و دنیا درخشان و شاداب و سرشار از زندگی. در دلها ترانه بود و در چهرهها شادی و در گامها جهش. درختان اقاقیا شکوفه داده بودند و عطر شکوفههایشان هوا را پر کرده بود. تپهی کاردیف در بالای دهکده از گیاهان سرسبز پوشیده شده بود و آن قدر دور بود که به نظر سرزمین خوش و رویایی و آرام و وسوسه انگیزی میآمد. در همین موقع سر و کلهی تام با سطلی پر از دوغاب گچ و قلم موی دسته بلندی در پیادهروی جلوی نرده پیدا شد. بعد نردهی چوبی را ورانداز کرد و شادی از صورتش محو شد و غم تمام وجودش را گرفت. آخر، نردهی چوبی سی متر طول و چند پا عرض داستا. زندگی به نظرش بیهوده آمد و بودن همچون باری سنگین. آهی کشید و قلم مویش را در سطل فرو برد و آن را به نرده کشید. چند بار اینکار را تکرار کرد. بعد نوار باریک و کوچکی را که رنگ سفید مالیده بود با آن همه جای دیگر نرده که مثل قارهای رنگ نخورده بود، مقایسه کرد و دلسرد و نا امید شد و روی کندهی درختی نشست.
معرفی محصول
داستان دوست ماجراجوی هاکلبریفین، تام سایر را بعضی -از جمله خود مارک توین- جلد اول هاکلبریفین میدانند. تام سایر آنطور که از آثار توین استنباط میشود، پسری 15-14 ساله است. او در شهری کوچک در کنارهٔ رود میسیسیپی به دنیا آمده و بزرگ شده است. تام نمایندهٔ دنیای فوقالعاده و بیدغدغهٔ پسرهای نوجوان پیش از جنگ داخلی آمریکا است. او مانند بسیاری از پسرهای آن زمان، بیشتر اوقات دوست دارد پابرهنه راه برود. بهترین دوستانش جو هارپر و هاکلبری فین هستند. در رمان ماجراهای تام سایر، او به یکی از همکلاسیهایش به نام ربهکا (بکی) تاچر دل میبندد. او با برادر ناتنیاش، سید، دخترخالهاش، مری و خاله پولی در شهر خیالی سنپترزبورگ در ایالت میسوری زندگی میکند. تام خالهٔ دیگری هم به نام سالی دارد که در شهر پایکزویل، پایین رود میسیسیپی زندگی میکند. مادر او (خواهر خاله پولی) از دنیا رفتهاست.
توین با خلق این رمان که آن را برای مخاطب بزرگسال نوشت، توانست روایتی طنزآمیز و بدیع از دنیای واقعی نوجوانان ارائه دهد. نشر افق تام سایر را در دو قطع وزیری و جیبی منتشر کرده است.