شعر با عنوان «خورشید پنهانی» از محمد علی مجاهدی (پروانه) را در زیر می خوانید:
خورشید من! امشب، پرتو نیفشانی کز من نمی آید، آیینه گردانی امشب دلم ابری است، دارم برای تو یک چشم بارانی، یک روح طوفانی حس میکنم دیری است، همرنگ چشمانت ننوشته می خوانم، ناگفته می دانی ای دل! پذیرا شو، دردی که می گفتی ناخوانده می آید، امشب به مهمانی امشب که می ترکد، بغض نَفَس هامان باید پری افشاند، ای روح زندانی! مردی، تبر بر دوش، از کعبه می آید مردی که پیموده است یک راه طولانی پایان نمی گیرد، راهی که او دارد آغاز آیینه است، پایان حیرانی وقتی که او آمد، آیینه باید شد تا گل کند در ما خورشید پنهانی
معرفی محصول
این دفتر در بر دارنده ی اشعاری است در موضوع مهدویّت که از میان قریب دو هزار قطعه شعر انتخاب شده و بنا به قداست موضوع، سعی شده که کاری متفاوت با آنچه تا کنون در این زمینه ارائه شده فراهم آید. در گزینش اشعار علاوه بر استفاده از دست نوشته های شاعران ارجمند، به منابع و مآخذ دیگری هم توجّه شده است. معیار انتخاب، موضوعیّت، استحکام، سلامت زبان، خلّاقیت و دارا بودن جوهره هنری آثار است و قالب های نوین شعری هم از نظر دور نبوده و در این دفتر جایگاهی دارند. چنانکه طبیعت موضوع اقتضا می کند، واژه انتظار کلمه ای است که بسامد بالایی در این مجموعه داردواشارات شاعران به فجایع بشری و بی عدالتی موجود در جهان، حاصل نگاه دردمندانه شاعران است که به زیباترین وجه، کلام این دفتر را آذین بسته است.