رمان «دختران قبیلهی جنگ»؛ روایتی هولناک از مقاومت و بقا در قلب آشوب
داستانی فراموشنشدنی از جنگ، عشق و انتخابهای غیرممکن رمان «دختران قبیلهی جنگ» به قلم جواد افهمی و انتشارات خط مقدم، روایتگر زندگی سوسن، زنی سوری است که در سال 2012، در حالی که به همراه پسر دهسالهاش رحمان از شهرک بنش به سمت ترکیه فرار میکند، در میانهی راه توسط مسلحین مخالف حکومت اسد اسیر میشود. تراژدی زمانی به اوج میرسد که او شاهد قتل وحشیانهی پسرش به دست همان کسانی میشود که روزی هممیهنانش بودند.
دو سرنوشت به هم گره خورده در آتش جنگ در سوی دیگر ماجرا، حورا، معلمی شیعه از شهر فوعه، در مدرسهای در بنش مشغول تدریس است تا اینکه یک روز، عبدالرئوف (نامزدش) با خبری هولناک به سراغش میآید: مردم بنش قصد دارند مردان شیعهی فوعه را قتلعام کنند! حالا حورا، در میان هرجومرج و خشونت، باید برای نجات جان خود تلاش کند، اما آیا راه فراری وجود دارد؟
تقابل گذشته و حال: عشق در میانهی جنگ افهمی با مهارت، گذشتهی سوسن و رابطهی او با حمزه (که اکنون در صف مخالفانش میجنگد) را روایت میکند و در مقابل، ماجرای حورا و رئوف را پیش میکشد؛ دو عاشقی که جنگ مسیر زندگیشان را به تلخی تغییر داده است. اما رئوف نیز خود درگیر تناقضهاست؛ برادر کوچکترش یحیا در میان مسلحین است و قرار است در حمله به فوعه شرکت کند—همان شهری که حورا در آن گرفتار شده است.
صحنهای که نفستان را در سینه حبس میکند: «حورا بیقرار است. ترس و اضطراب امانش را بریده. زیر لب زمزمهای میکند که ناگهان توجه فرمانده را جلب میکند. او با خشم به سویش میدود، موهای از زیر مقنعه بیرونزدهی حورا را میگیرد و با خشونت به خود میکشد: "چیزی گفتی؟!" همقطارش کلاشینکف را بالا میآورد...»
چرا این رمان را بخوانید؟ - تلفیق استادانهی واقعیتهای تاریخی با روایتی داستانی - شخصیتپردازی عمیق و چندبعدی - صحنههای نفسگیر و پرکشش که تا آخر کتاب رهایتان نمیکند - پرسشهای بزرگ دربارهی انسانیت، وفاداری و انتخاب در شرایط غیرانسانی
همین حالا سفارش دهید و غرق این روایت تکاندهنده شوید! «دختران قبیلهی جنگ» – کتابی که جنگ را از نگاه کسانی روایت میکند که صدایشان کمتر شنیده شده است.