«تریسی بیکر و بازی جرئت» نوشته ژاکلین ویلسون و ترجمه نسرین وکیلی و پارسا مهینپور از انتشارات افق به چاپ رسیده است. حالا نوبت تو است، جرئتت را نشان بده! تریسی بیکر وروجک و حرفگوشنکن، مدرسهی جدید را دوست ندارد، چون معلمش بهجای اینکه داستانهای معرکهاش تشویقش کند، مدام از نوشتههایش ایراد میگیرد و مسخرهاش میکند. تریسی وارد بازیهایی خطرناک میشود تا جرئتش را به بقیه نشان دهد، اما ماجراهایی که برای او و دوستهایش، الکساندر و پسر فوتبالی، اتفاق میافتند باعث میشوند شجاعت برایش معنی تازهای پیدا کند... ژاکلین ویلسون از مشهورترین و تأثیرگذارترین نویسندگان ادبیات کودک و نوجوان است. اولین رمانش را در نه سالگی نوشت و در نوجوانی در مجلهای مشغول به کار شد. او جوایز معتبری مانند گاردین، اسمارتیز و ردهاوس را از آن خود کرده و تاکنون بیش از چهل میلیون نسخه از کتابهایش تنها در انگلستان به فروش رسیده است.
ایدهی داستانهای تریسی بیکر زمانی به ذهنِ ژاکلین ویلسون رسید که او یک آگهی دربارهی فرزندخواندگی در روزنامه دید و بسیار متاثر شد و بعد تصمیم گرفت دربارهی شرایط زندگی کودکان بدسرپرست و بیسرپرست تحقیق کند. مشاهدهها و جستوجوهای این نویسندهی انگلیسی به خلقِ شخصیت یک دختر جسور و پُرجرئت و جنجالآفرین انجامید؛ تریسی که با تخیل آزاد، آرزوهای بسیار، لحن صریح و خُلق صمیمیاش به یکی از شخصیتهای کلاسیک ادبیات کودک تبدیل شده است.
تریسی بیکر دختری 10 ساله است که در مرکز نگهداری از کودکان زندگی میکند. جایی که به آن میگوید آشغالدانی. چون فکر میکند کسی او و دیگر بچههای پرورشگاه را نمیخواسته و دور انداخته شدهاند. تریسی پدر ندارد و مادرش شایستگیِ سرپرستیاش را ندارد. بااینحال، دخترک همیشه منتظر مادر است تا روزی به دنبالش بیاید. همزمان، او در انتظار خانوادهای مهربان است که سرپرستیاش را قبول کنند.
داستان آمیزهای از غم و خنده و خواندن آن هم برای کودکان و هم بزرگسالان جذاب است. انعطافپذیری تریسی و شیوهی او برای کنار آمدن با مشکلاتش الهامبخش است. بهویژه برای آن گروه از بزرگسالان که تمایل دارند برای سرپرستی کودکی اقدام کنند یا با مراکز نگهداری از کودکان بدسرپرست و بیسرپرست در ارتباط هستند.