بخشی از یک ترکیب بند با عنوان «عرض ارادت...» را در زیر می خوانید:
نمی دانم چه سوزی بود از عشق تو در سرها که دل ها می زند پر در هوایت چون کبوترها به خون پاک خود خطی نوشتی از فداکاری کزان حرفی نمی گنجد به دیوان ها و دفترها اگر هر منبر از وصف تو زینت یافت، جا دارد که از خون تو پا بر جای شد محراب و منبرها بنازم همرهانت را که افتادند چون از پا طریق عشق را مردانه طی کردند با سرها نمی دانم چه آیینی ست دنیای محبت را که خواهرها نمی گریند بر مرگ برادرها پدرها شسته دست از جان به آب دیدۀ طفلان خضاب از خون فرزندان خود کردند مادرها فدای پرچم سرخ تو ای سردار مظلومان که می لرزد ز بیمش تا ابد کاخ ستمگرها اگر خود تشنه لب، جان بر لب آب روان دادی جهانی را ز فیض خون پاک خویش جان دادی
معرفی محصول
این کتاب غزل مرثیه و نوحه دو ماه محرم و صفر می باشد.