اینک شوکران - جلد سوم: ایوب بلندی به روایت همسر شهید
ایوب بلندی به روایت همسر شهید
35,000
تومان
10 ٪
31,500
تومان
افزودن به سبد خرید

اینک شوکران - جلد سوم: ایوب بلندی به روایت همسر شهید

دسته بندی: خاطرات، زندگینامه و سفرنامه

ناشر: روایت فتح

نویسنده: زینب عزیزمحمدی

با همکاری: مریم برادران

سال نشر: 1397

تعداد صفحات: 87

1
فروش پیامکی این محصول
گزیده ای از کتاب
معرفی کتاب
مشخصات
نظرات کاربران
بریده های انتخابی شما

گزیده ای از کتاب

کتاب اینک شوکران - جلد سوم: ایوب بلندی به روایت همسر شهید، نوشته زینب عزیزمحمدی است و در انتشارات روایت فتح منتشر شده است. اینک شوکران مجموعه ای از مجموعه های انتشارات روایت فتح است که زندگی شهدای جانباز را از زبان همسرانشان روایت می کند. «اینک شوکران»، نوشته هایی است، درباره مردانی که در سال های جنگ، زخمی شدند. زخم ها اما آنها را نبرد، زخم ها ماند تا سال ها بعد از جنگ و محملی شد برای نماندنشان. اینک شوکران، برجسته است، پررنگ است، درست مثل همان کلمه هایی که وسط قهوه ای سوخته جلد، حک شده اند. در مقدمه کتاب های مجموعه اینک شوکران می خوانیم: «جنگ تمام شد و مرد به شهر برگشت. با تنی خسته و زخم هایی در آن، که آرام آرام خود را نشان می داد. زخم هایی که می خواست سال های سخت ماندن را کوتاه کند، اما زندگی در کار دیگری بود، لحظه لحظه اش او را به خود پیوند می زد و ماندن بهانه ای شده بود برای اینکه این پیوند ردی بر زمین بگذارد.»

توضیح کوتاه

«از همان روز اول می دانستم به کسی دل می بندم که به چیز با ارزش تری دل بسته است و اگر راهی پیدا کند که به آن برسد، نباید مانعش بشوم.» . «کار مامان شده بود گوش تیز کردن. صدای بق بق یاکریم ها را که می شنید، بلند می شد بی سر و صدا از روی پنجره پرشان می داد. وانتی ها که می رسیدند سر کوچه، قبل از اینکه توی بلند گوهایشان داد بکشند، مامان خودش را به آنها می رساند، می گفت مریض داریم و می فرستادشان چند کوچه بالاتر. برای بچه های محله هم علامت گذاشته بود. وقتی ما آن دستمالی را از پنجره آویزان می کرد، بچه ها می فهمیدند حال ایوب خوب است و می توانند بازی و سر و صدا کنند» . «می گویند درد و رنج همراه ازلی تمام آدم ها است؛ درست از لحظه ای که متولد می شوند تا دم مرگ، اما انگار بیشتر آدم ها در برابر این همراه، اختیار و اراده شان را از دست می دهند و ادامه زندگی برایشان ناممکن می شود. وقتی دردها یکی دو تا نباشد و همه بی درمان، وقتی جسم دیگر توانایی این همه درد را نداشته باشد، روح بلند و صبر ایوب می طلبد که هنوز زنده باشی و به دردهایت لبخند بزنی. »

اطلاعات کتاب

برای ارسال دیدگاه لازم است وارد شده یا ثبت‌نام کنید

ورود یا ثبت‌نام

برای ثبت بریده ای از کتاب لازم است وارد شده یا ثبت‌نام کنید

ورود یا ثبت‌نام