«نبض عشق» مدتی در باغ چشمت عشق بال و پر نزد / یک غزل احساس عاشق از نگاهت سر نزد دست هایت اضطراب شانه ام را حس نکرد / سایه ای حتی در این تشویش پهناور نزد گندم لبخند هایت - عابر ابهام خاک - / در تب تردید ها یک خوشه باور نزد زندگی کردم پس همسایه با تکرار مرگ / عشق ورزیدم ولی قلبم به جز پرپر نزد ناله پشت قفل سنگین سکوتم سنگ شد / چشمه آواز باران شور و حالت در نزد تا زمان باقی است مثل گل در آوازم بخند/ ناگهان آمد که نبض عاشقم دیگر نزد
معرفی محصول
بیش تر شعرهای این مجموعه غزلیات هستند و سه موضوع باورهای دینی و مذهبی، عاشقانه ها، کوچ و رفتن موضوعات آن ها را تشکیل می دهد.