تن باشد اگر تکیده در تب، جان باشد اگر رسیده بر لب من کودک قلوه سنگ در مشت، آیینه دل شکسته، مادر / بر پهنه قیل و قال قالی، همراه ترنج و ماهی و گل در کف سند بهشتش اما، در خانه ما نشسته مادر / چون فرش کلاف مهر از خویش، بگسست و گره به پای من زد زین روست که دل به دار دنیا، هی بسته و هی گسسته مادر / دیده ست غم مرا اگرچه، خود عینک او ته استکانی است من چای به لب نبرده خوانده است، این قصه به چشم بسته مادر
معرفی محصول
این دفتر دربرگیرنده حدود 80 غزل از غزل هایی با مضمون و درون مایه عاطفی و اجتماعی است.