کتاب حاضر، مجموعه خاطرات روایی داستانی یک اسیر عراقی است که در این کتاب سرباز اسیر عراقی از رزمندگان اسلامی می گوید که دور از چشم دشمن شبانه به درون آنان رخنه کرده و دهها مأموریت پنهانی دشمن را کشف کرده و به رزمندگان اسلام گزارش داده و یا میان دشمن رفته و حملات آنان را به تعویق انداخته است. سرباز عراقی که وعده های تحقق نیافته الهی را محقق می بیند و به چشم سر می بیند که چگونه برف و بوران، و سرمای کشنده باعث شکست دشمن می شود پس از مشاهدات این وعده ها و بیهودگی در مبارزاتشان با پای خود به رزمندگان اسلام می پیوندد.