بعدی
بعدیبازگشت
بعدیبازگشت
  • دن آرام - جلد اول

دن آرام - جلد اول

ناشر : فردوس

نویسنده : میخائیل شولوخف

مترجم : م.ا.به آذین

سال نشر : 1384

تعداد صفحات : 600

خرید پیامکی این محصول
جهت خرید پیامکی این محصول، کد محصول، نام و نام خانوادگی، آدرس و کد پستی خود را به شماره زیر ارسال نمایید: کد محصول : 1446010003022

معرفی کتاب

در طول حکومت هشتاد ساله ی شوروی «دن آرام» مهم ترین رمانی است که یک بلشویک نوشته است. هنگامی که آخرین جلد این رمان منتشر شد اهالی مسکو شبانه جلوی کتاب فروشی ها صف کشیدند ودر آن دوران میخائیل شولوخوف به قهرمان ملی شوروی تبدیل شده بود. اهمیت این رمان آن قدر بود که ماکسیم گورکی دن آرام را تنها با جنگ و صلح قابل مقایسه می دانست.

دن آرام علاوه بر این که در داخل شوروی مورد استقبال قرار گرفت؛ برای نویسنده اش نیز جایزه نوبل ادبیات را به ارمغان آورد. این حماسه ی دوهزار صفحه ای به بیش از 52 زبان ترجمه شده از جمله سه مرتبه به زبان فارسی، اولین بار در سال 1344 م. ا به آذین دن آرام را به فارسی ترجمه کرد سپس علی رضا بیگدلی خمسه و دیگر ترجمه ی معروف آن به قلم احمد شاملو است.

دن آرام بزرگ ترین رمان انقلابی قرن بیستم به حساب می آید. با این که شولوخوف از نویسندگان مطرح و ذی نفوذ در شوروی بود، نقد نویسان رسمی کمونیست به شدت علیه سرانجام کتاب موضع گرفتند و نوشتند: گریگوری (قهرمان رمان) باید به بلوغ می رسید و سرانجام به راه راست می آمد. شولوخوف زیر بار نرفت و به خواست آن ها تن نداد. بخش هایی از این رمان مورد پسند استالین قرار نگرفت و موجب شد که این رمان سانسور شود.

کمونیست بودن شولوخوف موجب نشد که او دست از رئالیسم بکشد و همین نکته موجب شد که خوانندگان غربی و غیر کمونیست این رمان را اثری در نقد بلشویک ها بدانند. سولژنیتسین شایعه کرد که شولوخوف این رمان را ننوشته بلکه دست نوشته های یک نویسنده ی گمنام قزاق را دزیده است. این ادعا بعدها با بررسی دسته نوشته های شولوخوف رد شد.

از این شاهکار ادبی تا به حال دو اقتباس سینمایی ساخته شده است که آخرین آنها محصول سال 2006 است.

خلاصه داستان
خانواده ملخوف اولاد «پروکوفی ملخوف (مه له خوف)» هستند که از جنگ های عثمانی زنی ترک بنام مورا به خانه آورده بود. گریگوری دومین فرزند و دومین پسر و آخرین پسر خانواده است. او دلباختهٔ زن همسایه به نام آکسیانا می شود. آکسیانا که از شوهر تندخو و بدرفتار خود «استپان آستاخوف» بیزار است، متقابلاً به گریگوری دل می بازد و با او رابطه برقرار می کند. وقتی پدر گریگوری به رابطهٔ نامشروع این دو پی می برد به اجبار گریگوری را به ازدواج با دختری پاکدامن به نام «ناتالیا» وا می دارد. ولی گریگوری دل در گرو عشق آکسیانا دارد و با زن قانونی خود به سردی برخورد می کند. آنگاه وقت آن می رسد که گریگوری کار در مزرعه را رها کند و به خدمت نیروهای نظامی روسیه اعزام شود. او می رود و خیلی زود جنگ جهانی اول شروع می شود. او در جنگ به مناسبت شجاعتش صلیب سن ژرژ می گیرد و به استواری و افسری می رسد. با پیروزی اولیه نیروهای شورشی و ارتش سفید. ژنرال های سفید گریگوری را به مناسبت سواد کمش از فرماندهی لشکر (ژنرالی - بدون درجه) به ستوانی (درجه ای که قبلاً داشت) تنزل می دهند و گریگوری می پذیرد. اما چندی بعد به صف بلشویک ها می پیوندد و در نبردی با آنها همقطار می گردد. انقلاب بلشویک فرا می رسد و سربازان در دو دسته سفیدها و سرخها با هم مبارزه می کنند و به کشتن یکدیگر مبادرت می ورزند. حوادث موافق نیروهای شورشی و ارتش سفید نیست. آنها در برابر کمونیست ها شکست می خورند و عقب می نشینند و فرماندهانشان می گریزند. گریگوری وقتی می بیند سفیدها و سرخها چگونه اسیران یکدیگر را که هموطن هستند می کشند، دلزده و دلخسته عزم خانه و کاشانه می کند.

گریگوری به خانه می آید در حالی که پدرش، مادرش، برادرش، زن برادرش، پدرزنش و همسر قانونی اش را در طول داستان از دست داده است. او امیدوار است که باز سر زمین برود و زندگی آرامی را به دور از جنگ و ویرانی و آدمکشی آغاز کند. اما غافل از اینکه همولایتی و دوست سابقش: «میخائیل کاشه ووی» که از ابتدا به سرخها پیوسته و هوادار متعصب و سرسخت کمونسیت ها شده بود و خواهر او را نیز به زنی گرفته و در منزل آنها ساکن شده بود - قصد دارد او را به این خاطر که ضدانقلابی است دستگیر و از بین ببرد.

گریگوری می گریزد و چند ماهی با دسته ای یاغی همگام می شود. اما در نهایت برمی گردد و دلدادهٔ خود، آکسیانا را برمی دارد و رو به سوی مقصدی (زندگی آرام) می رود. آکسینیا در این راه توسط نگهبانان سرخ کشته می شود و گریگوری او را دفن می کند و از آنجا می رود. گریگوری که همه چیزش را باخته است به خانه برمی گردد و در می یابد که دخترش نیز از بیماری جان سپرده است. گریگوری پس از آن به آبادی مزرعه خویش می پردازد و زمان می گذرد و پسرش میشاتکا ازدواج می کند و برخلاف پدر، خانواده ای سرشار از عشق و شادی تشکیل می دهد. زمان می گذرد ولی دن همچنان آرام به مسیر خود به سوی دریا ادامه می دهد.
  • زبان کتاب
    فارسی
  • شابک
    964-320-190-2
  • سال نشر
    1384
  • چاپ جاری
    1
  • تاریخ اولین چاپ
    1384
  • شمارگان
    2000
  • نوع جلد
    جلد سخت
  • قطع
    رقعی
  • تعداد صفحات
    600
  • ناشر
  • نویسنده
  • مترجم
  • وزن
    812
  • تاریخ ثبت اطلاعات
    چهارشنبه 8 آبان 1392
  • شناسه
    14460
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
محصولات مرتبط