فراخوانی فراخوانی ...

نظام سیاسی و دولت مطلوب در اندیشه سیاسی شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی

مولف : سید محمدرضا موسویان | علی خالقی

ناشر کتاب : مرکز اسناد انقلاب اسلامی

سال نشر : 1386

تعداد صفحات : 220

خرید پیامکی این محصول
جهت خرید پیامکی این محصول، کد محصول، نام و نام خانوادگی، آدرس و کد پستی خود را به شماره زیر ارسال نمایید: 10003022
16,000 ریال
افزودن به سبد سفارش

معرفی کتاب

اواخر نیمه ی اول قرن چهارم ق، هم زمان با سال های شروع غیبت کبری (329 ق به بعد) و ورود شیعه به تجربه ی دوران جدید از حیات فکری ـ سیاسی خود رد غیبت امام معصوم (ع) می باشد، که از یک سو با ورود رجال بزرگ شیعی مثل شیخ مفید (336-413 ق)، سید مرتضی (متوفی 436 ق) و شیخ طوسی (385-460 ق) به عرصه ی فقه و فقاهت و حراست و گسترش آموزه های نبوت و امامت مقارن است و از سوی دیگر دورانی است که به عنوان دوران سوم حاکمیت عباسیان نیز نامیده می شود و هم زمان است با حاکمیت خلفایی چون المطیع لله، الطائع لله و القادر بالله که دوران ضعف قدرت مرکزی در حاکمیت خلفای عباسی و شکل گیری قدرت های دور از کانون حکومت مرکزی می باشد: به عنوان نمونه بینی امیه توانستند در اسپانیا به قدرت برسند، حکومت مصر ابتدا به دست طولونیان و سپس به دست فاطمیون می افتد و خودمختاری در بخش وسیعی از آفریقا به خصوص در شمال آن شکل می گیرد. در ایران نیز بعد از طاهریان، سلسله های سامانیان و صفاریان روی کار می آیند که رابطه ی آنان با سلطان فقط در اعطای خراج می باشد و در نهایت شکل گیری آل بویه و انحصار و محدود شدن قدرت خلفای عباسی در بغداد از مهم ترین حوادث این دوران می باشد. با ورود معزالدوله ی دیلمی به بغداد (334 ق) خلافت به مقامی تشریفاتی تنزل می یابد و خلفای عباسی پس از سیطره ی آل بویه بر عراق به بازیچه ی در دست آنان مبدل می گردند. در این دوران خلفای عباسی که نماد حاکمیت اهل سنت می باشند تضعیف شده و آل بویه به عنوان حامیان شیعه فضای سیاسی را به نفع شیعیان تغییر می دهند و از این طریق موازنه ای میان گروه های اسلامی برقرار می گردد. آل بویه در دوران حکومت خود روش متعادلی را در برابر گرایش ها و جریان های مختلف فکری و سیاسی اتخاذ کردند و به هیچ گروه مشخصی که بر ضد دیگری باشد نپیوستند و به رأی و نظر خاصی گرایش نیافتند، بلکه مردم را در عقاید و آرایشان آزاد گذاشتند و حتی جلوی اقامه ی شعائر مذهبی را که می توانست عامل ایجاد تنش و بحران گردد گرفتند و در این راه حتی تا تبعید شیخ مفید که در زمان خود بزرگ ترین فقیه شیعی محسوب می گردید، پیش رفتند. آرای متفکران شیعه در هر دوره با حفظ اصول و مبانی، نگاه به شرایط عصر خویش داشته و به یک معنا پاسخی به نابسامانی های زمانه یا طرحی برای سامان اوضاع جامعه بوده است. از این رو، دیدگاه هر کدام در مواجهه با موضوعات سیاسی با دیگران تفاوت هایی دارد؛ لذا می توان در این باره از اسپریگنز یاد کرد که اندیشمندان فرزند زمانه ی خویش اند و در جهت پاسخگویی به مشکلات زمان خود اقدام به نظریه پردازی می نمایند. سخن اسپریگنز برای جوامع سکولار و عرفی سخن بجایی می باشد و بر اساس جامعه شناسی ، معرفت که امری نسبی است پذیرفته شدنی؛ ولی در آموزه های اسلامی و شیعی این نظریه کاملا قابل تطبیق نیست که دیدگاه عالمان شیعه در دوران الگوی اسلامی ـ شیعی در متن باورها و دغدغه های نسبتا مشابه روییده است و در عین ویژگی هایی متنوع، مشترکات بسیار در اصول دارند. در واقع جامعه ای اسلامی توانست در دوران آل بویه؛ به خصوص در دورهی حاکمیت عضد الدوله ی دیلمی (337-372 ق) گام های بسیار بلندی در عرصه ی پیشرفت علمی بردارد و به همین جهت است که آن دوران را شکوفاترین ادوار فرهنگ اسلامی می شناسند و از آن دوران با عنوان عصر «رنسانس اسلامی» تعبیر می گردد. مهم ترین شخصیت های علمی ـ فرهنگی شیعی که تاریخ تشیع به آنان می بالد، محصول همین دوران می باشد. افرادی چون کلینی ، ابن قولویه، صدوق ، ابن عقیل عمانی، شیخ مفید ، سید مرتضی و شیخ طوسی مهم ترین شخصیت های شیعی می باشند که در این دوران فقه شیعه را تأسیس کرده و تحول عمده ی فقه تفریعی (در آثاری چون المبسوط) و فقه تطبیقی (در آثاری چون الخلاف) محصول همین دوران می باشد. این دوران درخشان علمی ـ فرهنگی در اندیشه ی شیعه تا سال 447 ق و ورود طغرل بیگ سلجوقی به بغداد و هجرت شیخ طوسی به نجف و تأسیس حوزه ی علمیه ی نجف اشرف ادامه دارد. آنچه در این تحقیق ارائه می گردد بررسی اندیشه و رفتارهای سیاسی مرحوم شیخ مفید، سید مرتضی و مرحوم شیخ طوسی می باشد که در سه بخش به سامان آمده است؛ ولی آنچه دغدغه های نویسندگان این مجموعه بوده و به عنوان سوال اصلی پژوهش مطرح گردیده است ، همان پرسش همگانی علمان در عرصه ی سیاست و اجتماع است: در دوران حضور و غیبت امامان شیعه، حکومت چگونه اداره می شود و اصولا سیاست چیست؟ چه کسی باید سیاست و کومت را راهبری کند؟ و چگونه به این رهبری ادامه دهد؟ در پاسخ به این پرسش فرق فرضیه ای مطرح شده است که عموم شیعیان بر امامت ائمه ی هدی (علیه السلام) که احصا شده اند، اعتقاد دارند و بر این باورند که در زمان حضور ائمه، آنان حاکم اسلامی و منصوب از ناحیه ی خداوند خواهند بود، ولی در صورت غیبت آنان، این عالمان و جانشینان آنانند که اداره ی حکومت و جامعه را بر عهده خواهند داشت. در این که حاکمان پس از ایشان دارای چه صفات و شرایطی هستند، متون شیعی ، همان صفات و شرایط را از کلام امامان اقتباس نموده است و بر اساس روایات وارده عموما، آنان بر نیابت عالم عالمان و فقیهان اعتقاد دارند. البته در کم و کیف آن اختلاف است، ولی در مجموع پذیرفته اند که فقیه و عالم دینی می تواند ولایت داشته باشد. شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی نیز در پاسخ به سوال اصلی از رهیافت های فقهی ، کلامی و فلسفی سود جسته اند و پژوهش حاضر، به معرفی و بررسی این دیدگاه می پردازد
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
فراخوانی مجدد تصویر
محصولات مرتبط
اخبار مرتبط