حکایتی با عنوان «پرده پوش گناهان»، جلوه ای از لطف حق را این گونه روایت می کند: «فضیل بن عیاض» یکی از جنایت کاران تاریخ بود که زندگی اش غرق در گناه و انحراف بود و سپس توبه کرد. روزی شخصی به او می گوید: اگر در روز قیامت خداوند به تو بگوید: «ما غرَّک بربِّک الکَریم / سوره انفطار، آیه 6»، «چه چیز تو را به پروردگار کریم و بزرگوار مغرور ساخت؟»؛ در پاسخ چه می گویی؟ فضیل در جواب گفت: در پاسخ می گویم: «پرده پوشی های تو مرا مغرور کرد.»
معرفی محصول
این کتاب در قالب 86 داستان و با لحنی شیوا، حکایت هایی از لطف بی کران الهی را از منابع معتبر جمع آوری کرده است تا شاید چراغی فرا روی پویندگان راه حق و تشنگان محبت و لطف خداوند باشد. «مژده الهی، فضل خدا، پذیرش الهی، رافت خدا، مقام اولیای خدا، ثمره ایثار، نامه ای به خدا، ماموریت عجیب، مشیت الهی، ذوالقرنین و درگه امید» نمونه هایی از داستان های تامل برانگیز این کتاب اند. نویسنده در مقدمه این اثر آورده است: «از مصادیق بارز توفیق الهی به عنوان یگانه عاملی که بتواند در سازندگی روح و صفای باطن موثر واقع شود، درک محبت و مشاهده جلوه های لطف الهی است که راز همه جهش ها و موفقیت های رجال بزرگ آسمانی در همین امر نهفته است.»