loader-img
loader-img-2
بعدی
بعدی بازگشت
بعدی بازگشت

دلواپسی های اویس

ناشر جمهوری

نویسنده جواد محمدزمانی

سال نشر : 1393

تعداد صفحات : 88

خرید پیامکی این محصول
جهت خرید پیامکی این محصول، کد محصول، نام و نام خانوادگی، آدرس و کد پستی خود را به شماره زیر ارسال نمایید: کد محصول : 22051 10003022
قابل تهیه از مراکز پخش
7,500 تومان
افزودن به سبد سفارش

معرفی کتاب

«دلواپسی های اویس» مجموعه شعری است که در موضوعات مختلف شعر آیینی به نظم درآمده اند. بخش قابل توجهی از این اثر به ارائه سروده های عاشورایی شاعر اختصاص دارد که هر کدام از آنها در قالب های مختلف از جمله غزل و مثنوی به یکی از شهدای کربلا تقدیم شده است.
«دلواپسی های اویس» برخلاف مجموعه سروده های معمول، عنوانی برای اشعار انتخاب نشده و شاعر تنها آن را به ساحت یکی از ائمه اطهار(ع) تقدیم کرده است. هر چند تعدادی از سروده های این اثر قبلاً در رسانه ها و یا فضای مجازی منتشر شده است، اما شاعر، برخی از آن ها را با ویرایشی مجدد در این کتاب به چاپ رسانده است. یکی از سروده های مندرج در این کتاب، مثنوی ای است که شاعر آن را خطاب به حضرت رباب سروده و در ضمن آن وقایع مختلف عاشورا از جمله شهادت حضرت عباس(ع)، شهادت حضرت علی اصغر(ع) و در پایان شهادت امام حسین(ع) روایت می کند.

بخش هایی از مثنوی زیبا که خطاب به حضرت رباب سروده شده، به شرح ذیل است:

لختی بیا به سایه نخل ها رباب!
سخت است بی قرار نشستن در آفتاب!

لختی بیا و خاطره ها را مرور کن
ای راوی حماسه، مرا غرق نور کن

مهمان سفره های فراهم نمی شوی؟!
عیسی شده است طفل تو، مریم نمی شوی؟!

بانو بیا که سایه بیفتد به پای تو
تلخ است اگرچه سایه نشینی برای تو

بانو! بیا بیا و ز جانسوزها بگو
از مکه و مدینه، از آن روزها بگو

آن روزها که مژده باران رسیده بود
از کوفه نامه های فراوان رسیده بود

آن نامه ها که از تب کوفه نوشته بود
از باغ های سبز و شکوفه نوشته بود

یادت که هست آن سحر نغمه ساز را؟!
راه عراق رفتن و ترک حجاز را؟!

همدوش آفتاب شدی، پا به پای نور
آن ماه پاره، داشت در آغوش تو حضور

رفتید تا به مرز شهادت قدم نهید
در سرزمین سبز سعادت قدم نهید

رفتید تا مسافر عهد ازل شوید
مضمون شوید شعر خدا را، غزل شوید

اما امان ز حیله گرگان روزگار
هر سو جفا به جای وفا بود آشکار

خود را میان دشت بلا واگذاشتید
باشد! شما به کوفهکه دعوت نداشتید!

خیمه در آن زمان، غزل انتظار بود
مضمون آب بر کلماتش، سوار بود

به به ز همتی که به احساس زنده شد!
مشکی که با سقایت عباس زنده شد!

تکبیر گفت و ذائقه خیمه شد خنک
می شد گلوی حمزه و کوه اُحُد خنک

چشمش به غیر خیمه نمی دید در مسیر
اما امان نداد به او هجمه های تیر!

جسمش به روی خاک پر از مشک و نافه شد
ای باغ لاله! حسرت و داغی اضافه شد

هاجر! به سعی خیمه به خیمه مکن شتاب
پایان پذیر نیست تماشای این سراب

این خاطرات چنگ غم آهنگ می زند
این خاطرات قلب تو را چنگ می زند
*
لختی بیا به سایه این نخل ها رباب!
سخت است بی قرار نشستن در آفتاب!

این گریه های بی حد کودک برای چیست؟
این گریه ها، ز جنس تقاضای آب نیست!

این بار گریه، حاصل عشق است و شوق و شور
رفتن ز مرز حادثه تا قله های نور

مسپر به نیل، آسیه پیدا نمی شود!
با این ردیف، قافیه پیدا نمی شود!

این طفل را فقط پی اهدای جان فرست
این هدیه را فقط به سوی آسمان فرست

بشتاب که درنگ در این کارها جفاست
حتی زره به قامت این طفل، نارساست!

وقت وداع همسفر آمد، نگاه کن
هنگام بوسه پدر آمد، نگاه کن

حنجر شد از سه شعبه مشبک، ضریح شد
بخشید جان به حادثه، از بس مسیح شد

گل را نصیب صاعقه کردند کوفیان
«از آب هم مضایقه کردند کوفیان»

بانو! جهانیان به فدای غریبی ات
آری ورق ورق شده قرآن جیبی ات

کم مانده بود عالم از این داغ جان دهد
ای مادر شهید! خدا صبرتان دهد!

حالا به پشت خیمه، پدر ایستاده است
مشغول دفن پیکر خورشیدزاده است
*
بگذار از این حکایت خون بار بگذریم
نفرین به هرچه حرمله! بگذار بگذریم

اما از این گذشته تماشا کن ای رباب
حالا حسین مانده و این خیل بی حساب

تنها به سمت معرکه باید سفر کند
زینب کجاست دختر او را خبر کند؟!

آه ای رباب! جان من این دل، دلِ تو نیست؟!
این جان که هست در کفِ قاتل، دل تو نیست؟!

این باغ لاله چیست به گودال قتلگاه؟!
آیا حسین بود؟ نکردیم اشتباه؟!

آه ای رباب قاتلِ خودسر چه می کند؟!
با جای بوسه های پیمبر چه می کند؟!

حالا چه عاشقانه محاسن کند خضاب
سبط رسول، تشنه میان دو نهر آب!
*
لختی بیا به سایه این نخل ها رباب
سخت است بی قرار نشستن در آفتاب

مهمان سفره های فراهم نمی شوی؟!
عیسی شده است طفل تو، مریم نمی شوی؟!

غمگین مباش، آخر این ماجرا خوش است
پایان شب به میمنت «والضحی» خوش است

آید به انتقام کسی از تبارتان
«عجّل علی ظهورک یا صاحب الزمان»
  • زبان کتاب
    فارسی
  • شابک
    978-600-5687-60-6
  • سال نشر
    1393
  • چاپ جاری
    1
  • تاریخ اولین چاپ
    1393
  • شمارگان
    1100
  • نوع جلد
    جلد نرم
  • قطع
    رقعی
  • تعداد صفحات
    88
  • ناشر
  • نویسنده
  • وزن
    171
  • تاریخ ثبت اطلاعات
    پنجشنبه 25 دی 1393
  • شناسه
    22051
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
شما هم می توانید گزیده انتخابی خود از کتاب را ثبت کنید.
نام و نام خانوادگی
عنوان
برگزیده
کد امنیتی
محصولات مرتبط
اخبار مرتبط
بازدیدهای اخیر شما