نگارنده در این پژوهش کوشیده تا با بهره گیری از دو نظریه ی جامعه شناختی کارکردگرایی و مبادله، وضعیت مشارکت سیاسی در ایران را پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بررسی کند. نگارنده با اشاره به این مشارکت سیاسی، تنها شرکت پرشور در انتخابات و در زمان برگزاری آن نیست، بلکه امری است مستمر، ساری و جاری در زمان و مکان، توجه به دو عنصر مسئولیت پذیری و آگاهی را از جانب مردم و حکومت، امری مفید برای مشارکت سیاسی می داند و تصریح می کند. به جهت ماهیت و ساختار اسلامی و مردمی حکومت و اعتقاد و توجه عمیق به آرای مردم و نقش اصلی آنان در اداره ی جامعه، میزان آگاهی و مسئولیت پذیری مردم، رشد قابل توجهی داشته است، اما آن چه با این رشد هم آهنگ نبوده است، از طرف مقابل یعنی حکومت کنندگان است. به عبارت دیگر، مرور عوامل موثر بر مشارکت سیاسی پس از انقلاب اسلامی، عدم توازنی را میان میزان آگاهی و مسئولیت پذیری مردم و حکومت کنندگان نشان می دهد. بنابراین می توان گفت حکومت کنندگان، تا حدود عقب تر از مردم حرکت کرده اند و باید برای به جریان انداختن مشارکت سیاسی مطلوب تر تلاش کنند، در غیر این صورت شاهد رکود نسبی در زمینه ی مشارکت سیاسی خواهیم بود.
معرفی محصول
امروزه در سراسر جهان یکی از مولفه های مشروعیت ساسی میزان مشارکت مردم در امر سیاسی است. از آنجا که مردم ایران در بهمن 57 با حضور گسترده ی خود توانستند انقلاب اسلامی را به پیروزی برسانند بنابراین با آگاهی از تاثیر این حضور و حفاظت از دستاوردهای آن در عرصه های مختلف مشارکت عمیق و رو به تکامل لازم بود.