پاکیزه تر از هر زنی در روستای خویش یک روز کوکب خانم این داستان بودم
عاشق شدم، دیوانگی کردم، زمین خوردم من هم شبیه دیگران وقتی جوان بودم
نشناختم اندازه ی موسی خدای مرا امّا پر از ساده دلی های شبان بودم □ یادت می آید ای هوای آخر پاییز؟ در غربت گنجشک هایت آشیان بودم
وقتی خیابان زیر پای برف جان میداد سقفی برای عابر بی خانمان بودم
یادت نمی آید مرا ای کاج همسایه؟ هنگام توفان شانه ای امن و امان بودم □ جای گلایل، کاشی فیروزه ای بگذار من عاشق باران و خاک و آسمان بودم
معرفی محصول
«باران پس از برف» عنوان مجموعه غزل جدید شاعر توانمند قمی خانم اعظم سعادتمند است و در انتشارات کتاب فردا منتشر شده است. از این شاعر پیش از این مجموعه غزل «گنجشک های پاییز» توسط انتشارات فصل پنجم منتشر شده بود و این دومین مجموعه شعر اوست. باران پس از برف، در بردارنده ی 38 غزل از خانم سعادتمند است. این غزل ها عمدتاً عاشقانه و عاشقانه-آیینی هستند. قدرت شاعرانگی و تخیل، زبان سالم و دستورمند، نگاه ظریف و دقیق زنانه، وجود لایه های اسطوره ای و مذهبی در شعر عاشقانه همراه با نگاه رقیق فلسفی و گرایش به فطرت و سنت؛ همچنین زوایای نگاه تازه در شعر آیینی از جمله ویژگی هایی است که غزل این شاعر را نسبت به هم روزگاران خود متمایز کرده است. رنگ ها در باران پس از برف، حضور زنده ای دارند و آن گونه که از اسم کتاب پیداست شادی و غم و امید و اندوه در این مجموعه تلاقی متوازن و شیرینی را رقم زده اند و عشق پاک زمینی و آسمانی به زیبایی با یکدیگر گره خورده اند.