خانه مان را جنگ خراب کرد مثل بمب ساعتی که بسته باشند به سینه یک کفتر چاهی
حالا پدرم غروب های جمعه به جای دیدن فیلم سینمایی می رود کنار دز دنبال جمجمه اش می گردد بعد راه می افتد از رودبند تا پل قدیم هی عصایش را می اندازد و فکر می کند رود شکافته می زند به آب و تا جایی که ماهی ها دهانش را پر کنند فریاد می زند دشمن دشمن
پدرم دیوانه نیست شیشه های خانه مان را جنگ شکست جنگ که هر روز صبح از دری مخفی به خانه مان می آید جیغ می کشد سرفه می کند و گاهی آنقدر مادرم را می زند که یکی از دنده هاش…
پدرم دیوانه نیست قرص نمی خواهد این روپوش های سفید به دردش نمی خورد فقط دنبال خودش می گردد و نمی داند ما با درصدهای گم شده اش خانه مان را ساخته ایم
معرفی محصول
در این اثر ۳۳ عنوان شعر مطرح است، تمامی این اشعار در قالب سپید سروده شده است. در این مجموعه هفتاد و پنج صفحه ای، شعرها با فضا و تم اجتماعی - عاشقانه سروده شده اند.