در داستان می خوانیم: «نگین» دختر خوب و مهربانی بود، اما نسبت به خودش حس خوبی نداشت، او بیشتر وقت ها رو به روی آینه اتاقش می ایستاد و به خودش خیره می شد. او جلوی آینه کارهای خنده داری می کرد. بااینکه پدر و مادرش همیشه از او تعریف می کردند، ولی «نگین» فکر می کرد آن ها برای دلداری دادن به او این حرف ها را می فرستد. مشکل او وقتی به مهمانی می رفت دوچندان می شد. زیرا نمی توانست تصمیم بگیرد. چه چیزی بپوشد. او سعی می کرد با وسایلش جلب توجه کند.
معرفی محصول
مجموعه بخوانیم و بدانیم که تاکنون پنج جلد از آن منتشر شده، با هدف آموزش مهارت های زندگی به دانش آموزان سال های اول دوران ابتدایی تالیف شده است.
این مجموعه که تقویت روان خوانی را هم برای کودکان این سن هدف گذاری کرده است، تلاش می کند که کودکان نه بواسطه پدر و مادر، بلکه مستقیم با واقع پنداری داستانی، مهارتی را یاد بگیرند. در واقع «بکن» و «نکن» پدر و مادر، با قالبی داستانی و هنری و در کنار تصاویر جذاب، از فعل امر خارج شده و با مشارکت خود فرزند، شکلی درونی و وجدانی می گیرد.