آهسته تر قدم بزن و بی صدا بیا آیِ بزرگ! عمرِ درازی ست تا به یا اوّل به بِ سلام کن و بعد هم به تِ پ پلک بسته حرف نزن، نوکِ پا بیا با سین و شین دو کفش برای خودت بدوز با این دو کفشِ وصله ای و تا به تا بیا با عین و غین عینک و با میم هم چپق با لام هم بگیر به دستت عصا، بیا! با کاف و گاف، کشتی و با جیم، بادبان هر حرف را سوار کن ای ناخدا، بیا امواج، سطرهای مه آلودِ آب هاست تسلیم باش، گوش کن، آمد ندا بیا! طوفانِ شعرِ تازه ام آغاز می شود؛ تردید نیست، با همه ی حرف ها، بیا