فراخوانی فراخوانی ...

لبخند بی لهجه

مولف : فیروزه جزایری (دوما)

مترجم : غلامرضا امامی

ناشر کتاب : هرمس

سال نشر : 1397

تعداد صفحات : 222

خرید پیامکی این محصول
جهت خرید پیامکی این محصول، کد محصول، نام و نام خانوادگی، آدرس و کد پستی خود را به شماره زیر ارسال نمایید: 10003022
260,000 ریال
افزودن به سبد سفارش

معرفی کتاب

این کتاب انعکاسی از نگاه جذاب و طنزآمیز نویسنده به زندگی در ایران و آمریکاست که باورهای مشترک را با وجود دیواری که مرزها ایجاد کرده اند، یادآور می شود. این کتاب در 30 بخش با عناوینی طنز آمیز می کوشد کوچکترین مسایلی که در زندگی با آن موجه ایم را در شمار نادرترین پدیده هایی جلوه دهد که ممکن است تکراری نداشته باشند و با استفاده از الفاظی ساده، رنگ خاکستری را از چهره تکراری برخی روزهای عمر بردارند.

تجارب کوچک نویسنده در خلال شرح گذر سال های عمرش و خلق تصاویر زیبا از خلال توصیف های ساده، خواننده را به دنبال کردن ماجرا ترغیب می کند. نویسنده اثر با بازگشت به گذشته که در ایران زندگی می کرد، با استفاده از عناصر خیال، دوران کودکی خود را رقم می زند و در حین این جریان، داستانی وقایع اجتماعی و وضعیت مردم، زندگی شهرنشینی و مصائب آن را توصیف می کند.

به عنوان نمونه، وی در بخشی از خاطرات کودکی اش، متوجه می شودکه به این دلیل از گردگیری خانه لذت می برد که آن را نبرد خوبی و بدی می داند و معتقد است، کارگران خانه به خوبی تمامی زوایای خانه را نمی گردند تا غبار را به طور کامل از بین ببرند!

وی می کوشد تا در خلال بیان داستان زندگی خود، درس هایی را به ساکنان شهرها به ویژه شهرهای بزرگ یادآور شود که لازمه همزیستی مسالمت آمیزند. نویسنده در جریان رشد خود، نحوه آشنایی اش با برخی از اتفاق های زندگی نظیر دوری، غربت، دوستی های جدید، از دست دادن عزیزان، نگرش هایی که درباره رفتار با کودکان متداول بودند و ... را تشریح می کند.

او نکات ظریفی را درباره رفتار با کودکان و دریافت های آنها در دوران های مختلف زندگی یادآور می شود که بزرگتران فراموش کرده اند که روزی خودشان هم در این دوره زندگی می کردند. او از این طریق مسایلی را در برخورد با کودکان یادآوری می کند که می توانند در سنین بزرگسالی تاثیرات فراوانی در نحوه برخورد و تفکر آنها داشته باشد.

استفاده از کلمات طنزآمیز متن این کتاب، خواننده را به طور ضمنی با برخی رفتارهای ناشایست اجتماعی که در قالب فرهنگ درمی آیند، آشنا می کند؛ رفتارهایی مانند دورغ گفتن، غیبت، بدگویی و کنجکاوی های بیش از حد که در اغلب تغییرات زندگی اجتماعی نظیر مراسم ازدواج، ورود فردی جدید به دایره ارتباطات قبلی، تغییر مکان، خرید وسایل جدید و ... رخ می دهند.

فیروزه دوما همچنین با تبیین برخی از شرایطی که خودمان ایجاد کرده ایم، در قالب کودکی که از بیرون به اوضاع می نگرد، برخی از سیاهی های را که می توانند رنگی دیگر به خود گیرند، تداعی می کند و می کوشد پیچیدگی های روابط و تعاملات انسانی را ساده تر کند.

نحوه مواجهه با شرایط و رخدادهایی که در طول زندگی هر فرد ممکن است بارها تکرار شوند، از جمله آموزه های غیر مستقیمی است که خاطرات نویسنده اثر به آن توجه دارد. تعارف کردن، یکی دیگر از ویژگی های ایرانیان است که در این کتاب به آن اشاره می شود و نوع برخوردی که میهمان دربرابر تعارفات میزابان دارند، بخش هایی از این کتاب را رقم می زنند.

همچنین تبیین شرایط اجتماعی و نحوه زندگی مردم ایران در سال های گذشته متنی است که در سراسر خاطرات نویسنده ـ البته در زمانی که در ایران زندگی می کند ـ جریان دارد. فرهنگ ایرانی، غذاها، مواد خوراکی خاص و بومی، دایره ارتباطات اجتماعی، مناسبت های ایرانی و مذهبی از جمله داشته های ارزشمندی اند که هنگام خروج نویسنده این کتاب از ایران و زندگی در غرب، برای او ارزش دو چندانی پیدا می کنند. مواد غذایی مانند زعفران و لیمو امانی که مواد اصلی تهیه برخی از غذاهای بومی ایرانی اند، در برخی از شرایط جزء گنجینه های او به شمار می آیند. او این نگاه را در بستری از طنز به مخاطب خود القا می کند.

با مطالعه این اثر و افزایش سن جزایری، به رشد قلمی او و نگاه ژرفی که به مسایل پیدا می کند، پی می بریم. همچنین پرش از برخی مسایل و تند شدن لحن نویسنده در صفحاتی از کتاب، دوران بلوغ و برخی سرکشی های این دوره را ناخواسته به مخاطب القا می کند.

دوری از وطن و دلتنگی هایی ناشی از عدم درک دیگران به ویژه در مناسبت های مهم، از دیگر نکاتی اند که این مسافر ایرانی را رنج می دهند. او مُدگرایی و برخی از چشم و هم چشمی هایی که در میان عده ای ریشه رفتاری دوانده است، دستمایه ای برای طنز اجتماعی خود قرار داده و لباس گرم کن مخمل سرمه ای رنگ پدرش را که در عرض یک هفته، خریداری از نمونه های مشابه آن، سریع تر از بیماری آنفلوآنزا در میان فامیل همه گیر می شود، از نمادهای این اخلاق مقایسه ای می داند!

او شرایط دشوار کاری، رقابت و بی رحمی دنیای کار و فرصت ها را در مقایسه با ثبات نسبی که در ایران تجربه کرده است، از عواملی می داند که ذهن او را درگیر می کند. تاثیر رسانه ها و پیامدهای حذف برخی از آنها در زندگی از جمله مواردی است که نویسنده با برخی از تحلیل های روان شناسانه خود اشاره جالبی در خلال آن به دوری از توده ای شدن رسانه ای می کند و یادآور می شود که بدون این که تحت تاثیر برخی از این رسانه ها مانند تلویزیون قرار بگیریم، می توانیم زندگی بهتری داشته باشیم.

دستاوردهایی که نویسنده این کتاب از تجارب خود در اختیار خواننده می گذارد، صمیمیتی ناشناخته میان او و مخاطب ایجاد می کند، نوعی صمیمیت مادرانه یا دلسورانه که تنها اعضای یک خانواده می توانند نسبت به هم داشته باشند و برای یکدیگر ابراز نگرانی کنند.

تلاشی که نسل جوان امروز برای رفتن به آن سوی آب ها دارد و با خاکستری دیدن دنیای خود، رفتن به آن سو را پا گذاشتن در دنیای آرزوها و رنگ ها می بیند، با خواندن این کتاب تا حدی تعدیل خواهد شد، چرا که در میانه این سطرها در می یابیم کار سخت در شرایط دشواری که هر لحظه بیم از دست دادن آن را داریم، پررنگ ترین احساسی است که در آن سوی آبها می توان داشت!

بیماری، سالخورگی و ضعف، امید، رشد، تغییر، تکامل و فرارفتن از پله های زمان، عواملی اند که در هر جای دنیا آنها را تجربه خواهیم کرد. نوع نگریستن به دنیا، مسایل پیرامونی و وضعیتی که در آن قرار داریم، مهمترین درسی است که از میان خاطرات دوما به آن دست می یابیم.

فلش بک هایی به دوران خوش گذشته که دیگر تکرار نخواهند شد، از ویژگی های قلم این نویسنده اند. او برای فضاسازی بهتر و ورود مناسب به شرایط کنونی خود در بزرگسالی، به صفحاتی از خاطرات دوران کودکی و مسافرت های مکرر خودش اشاره دارد تا زمینه مساعد ورود به مطالب جدید و تجاربی که کسب کرده را فراهم کند.

دوگانگی فرهنگی به دلیل این که جزایری سال های زیادی از عمر خود را در آمریکا به سر برده است، در برخی دیگر از آثار او نیز به چشم می خورد، با وجود آن که او می کوشد پلی دوسویه برای معرفی فرهنگ ایرانی و مردم ایران برای معرفی به جهان باشد و دنیای آمریکا را نیز برای ایرانیان ترسیم کند، اما در برخی از مطالبش این گونه احساس می شود که تا حدی احساسات خارجی بر قلم او غلبه دارد.

از سوی دیگر، برخی از صفحات با قلم خشک نویسنده و احساست وی در آن برهه زمانی رقم می خورند. با این وجود، روند داستان و انتخاب عناوین جالب توجه نظیر هشت روز هفته، غذای مورد علاقه من، رضا و سکینه نشسته رو درخت، یک تعطیلات متفاوت، آقای سیب زمینی، من و ماندلا، آخرین غذا در پاریس، مامان، یک میمون در بالکن است!، یک خرید به یاد ماندنی و ... خواننده را به ادامه مطالعه متاب ترغیب می کند.

مقایسه جالبی که میان فرهنگ ایرانی و آمریکایی انجام می شود، نظیر خوردن کله پاچه در برابر دسرهای فرنگی و آدابی که آنها در مراسم و عروسی هایشان دارند، در مقایسه با رسوم و آدابی که ما به آن پای بندیم، از دیگر مطالب جالب توجه این کتاب است.

گزیده کتاب

شش ساله که بودم پدرم برای یک سال به تهران منتقل شد. روزی که خانه مان را ترک کردم، بدترین روز زندگی ام – در آن شش سال – به شمار می آمد. من خانه مان را دوست نداشتم؛ بلکه عاشق آن بودم. تا جایی که یادم می آید، هر روزم را در آن باغ شروع می کردم. با اینکه هیچ کس با من راجع به جن های کوتوله و پریان باغ حرفی نزده بود، اما شاهد جادویی بودم که هر شب موقع خواب اتفاق می افتاد...
(صفحه اول)

*****

غذای مورد علاقه من

هر نسلی لباس خاص خودشان را دارند؛ مثلاً، یک نسل شلوارهای بلند و پاچه گشاد می پوشند. نسل بعد ترجیح می دهند شلوارهای پاچه تنگ و باریک تا قوزک بپوشند. یک سال پاچه های شلوار را با دقت تو می گذراند و سال بعد آن را ریش ریش می کنند.
لباس عزا هم مانند شلوار از مُد پیروی می کند.
من- البته- از فعل مرگ حرف نمی زنم، چون فقط خداست که درباره مرگ صاحب اختیار است. آنچه از نسلی به نسل بعد تغییر می کند این است، عکس العمل ما نسبت به مرگ چگونه است؟ ما این واقعیت را چگونه برای فرزندانمان توضیح می دهیم؟
شش ساله بودم که مادربزرگ مادری ام درگذشت. ما نمی دانستیم که او مریض است. مادرم از روی خوابی که دیده بود به این مسئله پی برد. مادرم، پدرش را خواب دیده بود که درباره موضوعی ناراحت بود. دیدن این خواب باعث شد که مادرم به پدرش تلفن کند؛ او هم با اکراه آن را تصدیق کرد. در واقع مادربزرگم به خاطر عوارض بیماری دیابت در بیمارستان بستری بود. من و مادرم از آبادان به تهران پرواز کردیم. دو روز بعد مادربزرگم در گذشت.
بنابر رسم و سنتی که در آن زمان بود، هیچ کس از مرگ او من را با خبر نکرد. می دانستم موضوع بدی پیش آمده است. چون بچه ها متوجه آنچه والدینشان سعی می کنند پنهان کنند، می شوند. اما نمی دانستم که ماهیت مرگ چیست و کسی نبود تا داوطلبانه اطلاعاتی را به من دهد. روز تشییع من را به منزل فرح، همسر پسر دایی ام، محمود بردند. فرح فارغ التحصیل رشته شیمی بود. آنها یکدیگر را در دانشگاه دیده بودند. چند ماهی بود که از ازدواجشان می گذشت.
من او را برای چند لحظه در مراسم ازدواجشان، قبل از آنکه به خواب بروم، دیده بودم. هرچند من خیلی چیزها از او شنیده بودم؛ چون ورود هر فرد تازه وارد به فامیل ما برابر بود با برپایی یک مراسم عصرانه همراه با ساعتها غیبت و شایعه و نظریه پردازی و تجزیه و تحلیل عمیقی که به دنبال داشت.
همیشه آدم بزرگها تصور می کردند که چون بچه ام به چیزی گوش نمی کنم و حتی اگر هم گوش می کنم، قطعاً بعدها چیزی را به خاطر نمی آورم. اما آدم بزرگها اغلب اشتباه می کنند.
فرح همسر خوبی برای محمود به شمار می رفت. او باهوش، خوش سفر و با فرهنگ بود. حتی فامیلهای ما نیز نمی توانستند موافق این چیزها نباشند. خانواده فرح در یک خانه خیلی بزرگ در منطقه محمودیه شمال تهران زندگی می کردند. خانه آنها پر بود از کتاب و اثرهای هُنری ای که در طول سفرهایشان به خارج از کشور خریده بودند. آنها خیلی شیک بودند (کلمه ای پرکاربرد در فرانسه که مکمّل فارسی آن «امروزی» است.) به علاوه، باغ خانه آنها پر از درختهای گیلاس و آلبالو و هلو و گردو، و میوه مورد علاقه من شاه توت بود. دورتادور باغ مانند تمام باغهای اختصاصی تهران، دیوار بلند داشت. در نتیجه باغ تبدیل به یک مکان کاملاً اختصاصی برای آدمهای خوش شانسی چون ما، که داخل آن بودیم، شده بود.
روز خاکسپاری، فرح خیلی زود به دنبالم آمد. من خودم گفته بودم می خواهم تمام روز را پیش همسر محمود بمانم. این تجربه خیلی عجیبی برای من بود. تا آن زمان هیچ وقت بدون پدر و مادرم جایی نمانده بودم. وقتی فرح گفت، اول به اسباب بازی فروشی برویم، نگرانی ام خیلی زود از بین رفت.
(صفحه 15)
  • مولف
  • مترجم
  • ناشر کتاب
  • شابک
    978-964-363-679-1
  • نوع جلد
    جلد نرم
  • قطع
    پالتویی (20*10)
  • تعداد صفحات
    222
  • سال نشر
    1397
  • چاپ جاری
    7
  • شمارگان
    1000
  • وزن(گرم)
    235
  • تاریخ ثبت اطلاعات
    شنبه 10 مرداد 1394
  • تاریخ ویرایش اطلاعات
    یکشنبه 27 بهمن 1398
  • کد
    30148
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
فراخوانی مجدد تصویر
محصولات مرتبط