ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن

لیالی مجنون

فروش پیامکی این محصول
معرفی کوتاه
معرفی محصول
مشخصات
نظرات کاربران
بریده های انتخابی شما

معرفی کوتاه

قسمتی از شعر با عنوان «پنجره رو به آفتاب» را از نظر می گذرانید:

همین که عکس تو در طالع زمان افتاد / خدا به وسوسه خلقت جهان افتاد
به عشق رویَت، در شرق و غرب، سکه زدند / که مهر و ماه، به این نام و این نشان افتاد
مگر نه این که فقط انعکاس بُغض تو بود / تبی که در دل دریا و آسمان افتاد؟
چنان چراغ تو در جان عاشقان تابید / که مرغ جسم جهان در هوای جان افتاد
که هر چه قیچی خورشید، موی شب را چید / که هر چه گرگ شفق، در ستارگان افتاد
تو ماهتاب کدام آفتاب پنهانی؟ / که هر ستاره هر شب، به پای آن افتاد...
کدام ساقی از این باده سر کشید و چشید / که هر شرابی جز نامت از دهان افتاد؟
بتاب پنجره ی رو به آفتاب! بتاب! / که شب در آینه ی آخر الزمان افتاد...

معرفی محصول

کتاب حاضر، مجموعه شعری ست شامل سه فصل، که در هر فصل ده ها شعر گنجانده شده است. شعر های فصل اول در مدح ائمه سروده گشته است. فصل دوم اشعار مربوط به جنگ و شهیدان را در خود جای داده است. شاعر، اشعار فصل آخر را که بیش از نیمه از کتاب را به خود اختصاص داده است، به آموزگاران ادبیاتش تقدیم داشته است.
عناوین فصول عبارتند از: زیارت نامه ها، غبار روبی پوتین ها و زخم های کهنه.
برخی از اسامی شعر ها از این قرارند: اینک زمان ماست، رکعت صبر، زخم و مرهم، طالب بی غیبت، به سوی کعبه، شهود، ناز نگاه و ...

اطلاعات کتاب

برای ارسال دیدگاه لازم است وارد شده یا ثبت‌نام کنید

ورود یا ثبت‌نام

برای ثبت بریده ای از کتاب لازم است وارد شده یا ثبت‌نام کنید

ورود یا ثبت‌نام
ناموجود
موجود شد باخبرم کن