بس است آنچه دل از دست روزگار کشید که روزگار از این دربهدر دمار کشید
خیال کن به طواف آمده ست این گرداب نمی شود که از این روضه ها کنار کشید
تمام، آینه شد! با مژه، شهادت داد! به اتهام تماشا مرا به دار کشید
نخست آبروی رفته را خرید آنگاه ز حرمتی که خودش داده بود کار کشید
میان رقص، سرازیر کرد اشکم را همانکه از جگر کوه، آب کشید
همیشه کار دلم واژگونه چون دنیاست برای مست شدن منت خمار کشید
دلم به دِین تو از دین گذشت... حرفی نیست که هرچه داشت کناری گذاشت، بار کشید!
دوباره تشنه... گرسنه... دوباره خوار و خراب... دوباره کار من امشب به «سفره دار» کشید...
معرفی محصول
این کتاب شامل ۶۰ غزل آئینی است که در ۹ موضوع از جمله امام علی (ع)، حضرت زینب (س)، حضرت مسلم (ع)، حضرت عبدالعظیم حسنی، امام حسین (ع)، حضرت علی اصغر (ع) و... سروده شده و تمامی اشعار آن نیز در حال و هوای مرثیه و مدیحه است.