بعدی
بعدیبازگشت
بعدیبازگشت

مدرک جرم

هدیه خورشید

ناموجود، به من اطلاع بده

معرفی کتاب

کتاب حاضر، مجموعه داستان های کوتاه پیرامون امام و انقلاب است.

"مدرک جرم" یکی از چندین داستان کوتاه کتاب حاضر است. داستان های دیگر عبارت اند از: عکس؛ اولین نقش من؛ خالو؛ بست عجیب؛ و عکس روی درخت.

برادرم، محرم، در را به شدت می کوبید، وقتی در را باز کردم به من و مادرم خیره شد و گفت که سربازان در تمام کوچه و خیابان ها پراکنده شده اند. در یک لحظه هر سه نفر ما به یاد پدرم افتادیم. او در میدان، مغازه کوچکی داشت و مرتب به تظاهرات می رفت. بعد از دقایقی، دوباره صدای در بلند شد. چند سرباز به داخل خانه ریختند و همه جای آن را زیر و رو کردند، ولی پدرم در خانه نبود. خوشبختانه آن ها متوجه اعلامیه های درون انباری نشده بودند؛ همه آن ها را زیر پیراهنم پنهان کرده و با برادرم از راه پشت بام به خانه همسایه و سپس به کوچه و خیابان رفتم، پدرم در مغازه نبود. برای لحظه ای همه جا شلوغ شد و من برادرم را گم کردم. با هجوم جمعیت، من تمام اعلامیه ها را میان آن ها پخش کردم. به این ترتیب هم اعلامیه ها به مردم رسید و هم مدرک جرم پدرم از بین رفت.
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
محصولات مرتبط